وقتی قانون، مقابل قدرت زانو میزند
ورزش، زمانی معنا پیدا میکند که قانون برای همه یکسان اجرا شود؛ از بزرگترین قدرتهای جهان تا کوچکترین تیمها.
اگر قرار باشد قوانین با یک تماس سیاسی، یک فشار رسانهای یا خواست یک سیاستمدار تغییر کند، دیگر نه از عدالت ورزشی چیزی باقی میماند و نه از اعتبار نهادهای بینالمللی.
اگر آنچه درباره بخشش کارت قرمز بازیکن تیم ملی آمریکا به درخواست رئیسجمهور جنایتکار این کشور صحت داشته باشد، این اقدام نمونهای آشکار از تبعیض، رفتار غیرحرفهای و خدشه به استقلال نهادهای ورزشی است.
قانون، زمانی قانون است که برای همه یکسان باشد؛ نه آنکه برای قدرتمندان انعطافپذیر و برای دیگران سختگیرانه اجرا شود.
چنین رویکردی، تنها یک تصمیم فوتبالی نیست؛ بلکه پیامی سیاسی به جهان مخابره میکند: اینکه در برابر صاحبان قدرت، حتی قوانین نیز قابلیت معامله دارند. این همان چیزی است که سالها اعتماد افکار عمومی به نهادهای بینالمللی را فرسوده کرده است.
فوتبال، زبان مشترک ملتهاست و فیفا همواره مدعی دور نگه داشتن این ورزش از سیاست بوده است. اما اگر تصمیمات انضباطی تحت تأثیر فشار سیاسی تغییر کند، این ادعا بیش از هر زمان دیگری بیاعتبار خواهد شد.
جهان ورزش بیش از هر چیز به عدالت نیاز دارد، نه تبعیض؛ به قانون نیاز دارد، نه استثنا؛ و به استقلال نیاز دارد، نه تسلیم در برابر زور. اگر قانون برای قدرتمندان قابل تغییر باشد، دیگر قانون نیست؛ بلکه ابزاری در خدمت قدرت است، و این بزرگترین شکست برای اعتبار فوتبال و نهادهای بینالمللی خواهد بود.