یکی مرد جنگی به از صد هزار!
از مسجدسلیمان تا قائمشهر برای تفنگداری که در نقش فرشته نجات، قرمزها را به آسمان هفتم فرستاد و به دلواپسیهای مهدی تارتار پایان داد، راهی نبود.
وینگر فانتزیست درست در لحظاتی که نبرد وطنی قفل شده بود، به داد سرخها رسید و با شلیک سهمگین، قفس توری نساجی را شعلهور کرد. در هنگامهای که فورواردهای پرسپولیس کپ کرده و پشت دیوار دفاعی مازنیها مانده بودند، محمدمهدی محبی گرهها را گشود تا اندک بیرقهای سرخ آنسوتر از ورسک به رقص درآیند. یکی مرد جنگی به از صدهزار. این حکایت شماره ۱۰ زهرداری بود که جور انبارهای باروت را کشید و شور و شادی را در نقطه جوش به ارمغان آورد. تارتار باید قدردان وینگری باشد که در نبرد هولناک قائمشهر، آب سرد را بر پیکره سفیدها ریخت و در حلقه قرمزها سر به ابرهای ناشناس سایید.