حمید جان، روزی دیگر با تو دوبارگی میکنم
برای من که دوران بسیار عمر، حمید علیدوستی را همراه خود و خاطراتم داشتهام، از فقدان این عزیز بسیار متأثر هستم.
در دوران حضورش در دارایی تهران، وقتی خودم بازیکن تیم تاج بودم، به نیکی درک کردم که بزرگمردی در فوتبال ایران متولد شده است و وقتی به هما رفت، فهمیدم بزرگترین مهاجم فوتبال ایران همان بزرگمرد باادب و مترقی نسبت به دوران خویش است.
حمید، ستارهای بود که امتیاز بازی در پرسپولیس و استقلال را برای پرورش دادن ابعاد شهرتش نداشت، اما محبوب ماندن در تیمی مثل هما، بزرگترین امتیاز دوران حرفهای فوتبال او بود.
رفتن به آلمان و بازی کردن در لیگ آلمان در دوران جنگ، امتیاز ویژه دیگر او بود.
زندگی سالم و بازی کردن تا ۴۱ سالگی از دیگر امتیازات خاص او بود.
حمید علیدوستی در زندگی شخصی، وقار داشت، هنرمند بود، دوستداشتنی و باشرف بود و بیتردید، ابعاد شهرتش و ابعاد توجه عمومی جامعه به او، ارتباطی با هنر دختر خوبش، ترانه عزیز، نداشت.
دلم از همین امروز برای حمید تنگ میشود. میدانم که روزی در جایی دیگر که شبیه اینجا نیست، باز هم با او دوبارگی میکنم؛ جایی که اینجا نیست، جایی که همایون سرطلایی و ناصر حجازی هم هستند، جایی که حبیب و محراب در آنجا قدم میزنند، منصور و صفر میخندند، عزت بذله میگوید و مهرداد میناوند خرامان میآید.
فقدان حمید را به جامعه فوتبال ایران تسلیت میگویم.