سلاطین پارادوکس؛ آش بیرانوند آنقدر شور شده که...
تصور کنید در حال گذر از خیابان هستید. در پیاده رو پسری نوجوان را میبینید که به پای کسی افتاده و التماس میکند او را به خاطر اینکه کیف پولش را دزدیده و آن مرد فهمیده و دستگیرش کرده، عفو کند. با خود چه میگویید؟ کار درست کدام است؟
گرفتن حق و اجرای عدالت یا بزرگی و بخشش؟
حال فرض کنید مرد، دزد را نبخشیده و تحویل پلیس میدهد. با خود میگویید کاش او را میبخشید. حتی ممکن است او را مذمت کنید. آیا آن مرد کار اشتباهی کرد که دزد را تحویل قانون داد و قانون را اجرا کرد؟ حتی ممکن است از او بیزار شوید که چرا بچه طفلکی را نبخشیده. اگر به شما بگویم که این حس بیزاری شما مشکل اخلاقی شماست، ناراحت میشوید چرا که آن مرد، قانون را اجرا کرد و اگر این کار را نمیکرد، عدم اجرای قانون بود. 3 ثانیه به این موضوع فکر کنید...
حق دارید سردرگم شوید. ما نه با دزد کار داریم، نه با مجازاتش. همه برابر قانون برابرند. اما نه؛ ظاهرا در این روزگار، بعضیها برابری بیشتری دارند. داستان امروز ما درباره سربازی است. با شما آقایان هستم؛ شمایی که روزی در اوج جوانی مجبور شدید طبق قانون، به خدمت مقدس سربازی بروید. لحظاتی را به یاد آورید که صبح علیالطلوع، ساعت 6 صبح، در پادگان منتظر بودید محل خدمت شما مشخص شود. لحظاتی را بهیاد آورید که در اتوبوسی بودید پر از پسرهای همسن و سال خودتان و درحال عزیمت به شهری که حتی ممکن بود اسمش را هم نشنیده باشید. حداقل برای من که این طور بود. بگذریم از اتفاقات در طول خدمت و غذاها و خاطراتش که سر درازی دارد.
این روزها فوتبال مملکت ما بحث اولش هدفگذاری برای تربیت و پرورش جوانان نیست. از قضا بحث اولش هدفگذاری برای جام ملتهای پیشرو هم نیست. اصلا فوتبال این روزهای ما هدفی ندارد. تنها موضوع آن این شده که آیا دروازه بان اول تیم ملی به خدمت میرود یا خیر. روزی میگویند باید برود. روزی میگویند کارشناسی ارشد گرفته و برای مقطع دکترا اقدام کرده. کارشناسی ارشدی که توانایی 2 دقیقه مکالمه و حتی 3 خط نوشتن بدون استفاده از هوش مصنوعی و بدون غلط را هم ندارد، چگونه پایان نامه نوشته؟ چگونه از پایان نامههایش دفاع کرده؟ روزی میگویند اقدام کرده برای معافیت اعصاب و روان و چند روز بعد از آن هم درون دروازه تیم ملی میایستد. اگر خالکوبی، مشکل اعصاب و روان دارد، آرمین سهرابیانها هم خالکوبی داشتند. آش انقدر شور شده که فرمانده نیروی انتظامی کشور، مستقیما ورود میکند به پرونده ولی اثر نمیکند.
در نهایت آن کسی که منت بر سر خدمت سربازی و مردم میگذارد خودش است. آخرین نمکی که آشپز های محترم در این غذا ریخته اند، معافیت یک ماهه به دلیل محرمانه یا غیرمعلوم است.
روزی گفتند بازیکن این مملکت، به بهانه واهی دیسک کمر و عدم توانایی راه رفتن، معافیت گرفته ولی در لیگ برتر بازی میکند. گفتیم رسیدگی شده و تکرار نخواهد شد. اتفاقا تکرار هم نشد. فقط کمی به روز رسانی شد.
روزی به دلیل خالکوبی، دژاگهها را با هزاران دوز و کلک و شامورتی بازی، بازی دادند. روز دیگر بازیکنی را محروم کردند اما امروز آپشن معافیت حسابش میکنند. وای اگر که این آپشن، فعال شود. چه پر رونق(تر) میشود بازار تتو آرتیستها.
خلاصه که اگر روزی دزدی را در خیابان دیدید که به صاحب مال، شکایت میکند که چرا اموالت را سفت چسبیدی و از طریق قانون پیگیری میکنم و از تو شکایت میکنم، تعجب نکنید.