رویکرد رسانهای قلعهنویی؛ جنگندگی، دفاع از قلمرو و مدیریت بحران
امیر قلعهنویی از رسانه نه فقط به عنوان وسیلهای برای اطلاعرسانی، بلکه به عنوان یک «ابزار مدیریت بحران» و «اهرم فشار» استفاده میکند.
امیر قلعهنویی، یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال بحثبرانگیزترین چهرههای تاریخ فوتبال ایران است. قلعهنوعی شخصیتی است که نمیتوان او را در یک کاتگوری ساده قرار داد؛ او همزمان هم یک استراتژیست دقیق است، هم یک مدیر مقتدر و هم شخصیتی که توانایی برانگیختن احساسات - چه مثبت و چه منفی - را در رسانهها و هواداران دارد.
رفتار امیر قلعهنوعی در مواجهه با رسانهها، یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین ابعاد شخصیت اوست. برخلاف بسیاری از مربیان که در کنفرانسهای خبری سعی در حفظ ظاهرِ «آرام و متین» دارند تا از جنجال دوری کنند، قلعهنوعی از رسانه به عنوان یک میدان نبرد دوم استفاده میکند. او میداند که در فوتبال ایران، «سخن گفتن» به اندازه «بازی کردن» قدرت دارد.
الف) استراتژی «حمله به جای دفاع» در کنفرانسهای خبری
یکی از رفتارهای بارز او، پاسخگویی تهاجمی است. او معمولاً وقتی با پرسشهای انتقادی یا مشکوک به سوگیری مواجه میشود، به جای پاسخهای دیپلماتیک و کوتاه، به جای دفاع از خود، به «حمله به اعتبار پرسشگر» یا «نقد ساختار رسانه» میپردازد.
تحلیل رفتار
این رفتار از دیدگاه روانشناختی، یک مکانیسم دفاعی برای حفظ «اقتدار مربی» است. او با این کار به بازیکنان و کادر فنی سیگنال میدهد که: «من اجازه نمیدهم کسی به حریم کاری ما تجاوز کند». این کار باعث میشود فضای تیم در برابر فشارهای بیرونی، منحصربهفرد و متحد باقی بماند.
ب) استفاده از رسانه به عنوان «اهرم فشار» بر مدیران
یکی از مهارتهای مدیریت بحران در سبک قلعهنوعی، انتقال فشار از روی بازیکنان به سمت مدیران است. او زمانی که با کمبود بودجه، مشکل در تأمین تجهیزات یا عدم حمایت از کادر فنی مواجه میشود، به جای برگزاری جلسات پشت درهای بسته، از رسانه برای «آشکارسازی» مشکلات استفاده میکند.
مثال عملی
او بارها با صحبتهای صریح و گاهی تند در رسانهها، توجه افکار عمومی را به مسائل زیرساختی جلب کرده است. با این کار، او «هوادار» را در کنار خود قرار میدهد تا فشار رسانهای و مردمی، مدیران را مجبور به انجام وظایفشان کند. در واقع، او با ایجاد یک «جنجال کنترلشده»، راه را برای خواستههای فنی خود باز میکند.
ج) مدیریت روایت
قلعهنوعی بسیار باهوش است در اینکه چه زمانی سکوت کند و چه زمانی حرف بزند. او میداند که در فوتبال، «روایتها» هستند که پیروز یا بازنده را تعیین میکنند.