امپراتوری خودمختار امباپه در رئال مادرید!
به نظر میرسد که کیلیان امباپه قدرت متفاوت خودش را در رئال مادرید پیدا کرده که اتفاقی بیسابقه است.
رئال مادرید هر زمان گزارشی درباره ارزش برندش منتشر میشود، با افتخار سینه سپر میکند: برند فاینانس فوتبال، شاخص قدرت برند، فوربس، فوتبال بنچمارک، لیگ پولی دویچهتلکام... در تمام آنها در رتبه نخست قرار دارد و ارزش آن در خوشبینانهترین حالت به ۹.۵ میلیارد دلار میرسد. این قدرتمندترین برند در دنیای ورزش است. با این حال، نمیتواند ستارههای فردی مانند کیلیان امباپه یا وینیسیوس را که دقیقاً عامل ایجاد این ارزش هستند، کنترل یا تحت سلطه خود درآورد. اقدامات اخیر این بازیکن فرانسوی این دوگانگی را پررنگتر کرده است.
یکی از عوامل کلیدی در تمدید قرارداد وینیسیوس و جذب امباپه، مذاکره بر سر حق تصویر بود. این موضوع در تمدیدهای آینده قرارداد امباپه و جود بلینگام نیز عاملی تعیینکننده خواهد بود. امباپه در سال ۲۰۲۴ با حفظ حدود ۸۰ درصد از حق تصویر خود به رئال مادرید پیوست و این باشگاه ۲۰ درصد را در اختیار گرفت. این نسبتی استثنایی در باشگاهی است که به طور سنتی خواهان تقسیمبندی بسیار متعادلتری با بازیکنانش بوده است.
قرارداد با On جدیدترین نمود این قدرت است. امباپه پس از دو دهه نایکی را ترک کرد تا چهره ورود شرکت سوئیسی On به فوتبال شود، قراردادی که ترکیبی از پرداخت نقدی و سهام این شرکت است. آدیداس لباس رئال مادرید را تأمین میکند اما ستاره این تیم شرکت دیگری را برای توسعه کفشهایش و پروژه شخصی خود انتخاب کرده است. برند رئال مادرید میزان دیده شدن بازیکن را افزایش میدهد، اما هویت تجاری او را در خود حل نمیکند.
وینیسیوس نیز اخیراً مذاکرهای مشابه را پشت سر گذاشت. حق تصویر یکی از عناصر کلیدی تمدید قرارداد او تا سال ۲۰۳۲ بود و گزارشها از بهبود سهم او حکایت داشتند، هرچند درصد توافق شده به صورت رسمی اعلام نشد. امباپه و بلینگام شرایط متفاوتی دارند. قرارداد هر دو بازیکن در سال ۲۰۲۹ به پایان میرسد و رئال مادرید باید بین سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ برای تمدید قرارداد آنها اقدام کند تا این دو وارد آخرین سال قراردادشان نشوند. در آن زمان، نحوه تقسیم حق تصویر بار دیگر به موضوعی بسیار مهم تبدیل خواهد شد.
این استقلال از مسائل اقتصادی فراتر میرود. پیش از دیدار مقابل الچه، رئال مادرید موافقت کرد در کمپینی برای حمایت از سئوتا شرکت کند و با پیراهنهایی که روی آنها شعار «همه ما سئوتایی هستیم» درج شده بود، به میدان برود. امباپه و وینیسیوس پیراهنهای خود را طوری تا کردند که این پیام دیده نشود، در حالی که کوناته ترجیح داد پیراهنش را در دست بگیرد. این باشگاه نیز بعداً از آزادی بیان بازیکنانش دفاع کرد.
امباپه بعداً توضیح داد که با سئوتا «کاملاً اعلام همبستگی» میکند اما در عین حال میخواست با مهاجرانی که جان خود را از دست داده بودند نیز ابراز همبستگی کند و از «اولویت دادن به رنج یک گروه» اجتناب کند. او نگرانی درباره این شهر را رد نکرد، بلکه حاضر نشد اجازه دهد یک کمپین جمعی موضع او را به طور کامل بیان کند. این اتفاق واضحترین تصویر از استقلال او را ارائه میدهد.
همین الگو در نحوه مدیریت مصدومیت زانوی او در فصل گذشته نیز دیده شد. امباپه در مواجهه با درد و ناراحتی مداوم، برای دریافت نظر دوم به پاریس رفت و با متخصصانی که به آنها اعتماد داشت، در طراحی برنامه جدید ریکاوری مشارکت کرد. رئال مادرید اعلام کرد درمان محافظهکارانه او زیر نظر کادر پزشکی این باشگاه انجام خواهد شد. امباپه بعداً این موضوع را که باشگاه زانوی اشتباه را معاینه کرده است تکذیب کرد و از حمایت آنها تشکر کرد، هرچند رسانههای فرانسوی روایت متفاوتی را گزارش کردند.
کمپین توپ طلا
او همچنین سلسله مراتب ورزشی را بیسر و صدا نپذیرفت. پس از این که امباپه فصل گذشته در دیدار مقابل اوویدو روی نیمکت نشست، علناً اعلام کرد آربلوا او را به «مهاجم چهارم رئال مادرید» تبدیل کرده است. این اتفاق آخرین ضربه به این مربی بود. توپ طلا این الگو را کامل میکند. امباپه هرگز کمپین خود را پنهان نکرده است: «من همیشه فکر میکنم بهترین هستم» و «امسال میتواند سال خوبی برای من برای بردن توپ طلا باشد».
مقایسه این موضوع با رودری، برای مثال، گویاست. این هافبک، قهرمان جهان و بهترین بازیکن این تورنمنت و همچنین یکی از مدعیان این جایزه، انتخاب بارسلونا در مورد لامین یامال را پذیرفت و گفت: «باشگاه لامین را انتخاب کرده و این کاملاً قابل قبول است.» نامزد بارسلونا نیز امباپه را رقیب اصلی خود دانست. ژوزه مورینیو نیز از نامزدی امباپه حمایت کرده و این فصل نقش مهمی برای او در نظر گرفته است.
دقایق بازی، این سلسله مراتب را تثبیت کرده است. امباپه در هفت بازی رسمی نخست فصل، تمام ۶۳۰ دقیقه ممکن را بازی کرده است. مورینیو حتی یک بار هم او را تعویض نکرده است. او لزوماً برخلاف رئال مادرید عمل نمیکند، اگرچه هواداران گاهی از این جنبه انتقاد میکنند اما در عین حال خودش را نیز کاملاً در خدمت آن قرار نمیدهد. این باشگاه تصویر او را تقویت میکند، بدون این که بتواند کاملاً او را کنترل کند. این یک کشمکش قدرت است که در آن بازیکن فرانسوی، به لطف حمایت کل امپراتوری پشت سرش، دست بالا را پیدا کرده است.