به امیر قلعه نویی جدید سلام کنید!
مهدی تارتار هم در مسیر امیر قلعه نویی گام برمیدارد.
اپیزود اول: در مقابل تیم سابق
مهدی تارتار، آن زمان که هدایت تیمهای دیگر لیگ را بر عهده داشت، چنان مقابل پرسپولیس محکم و سرسختانه بازی میکرد که گویی میان طرفین پدرکشتگی وجود دارد. او پس از پایان مسابقات نیز سینه سپر میکرد و باد در غبغب میانداخت که این نتایج، حاصل وجدان کاری اوست.
اما اتفاقی رخ داد که باعث شد تمام آن داستانها را به شکلی دیگر برداشت کنیم.
پنالتی به سود پارس جنوبی اعلام شد و در اقدامی عجیب، محسن فروزان که اتفاقاً در آن مقطع چالشهای عجیبی با پرسپولیسیها داشت، پشت ضربه قرار گرفت. اگر آن پنالتی گل میشد، بیتردید پرسپولیسیها تا مادامالعمر آماج توهینها و تحقیرهای فروزان و استقلالیها قرار میگرفتند.
اپیزود دوم: دستیارانی که صدای هواداران را درآوردند
انتخاب دستیاران تارتار در پرسپولیس بهقدری عجیب بوده که تقریباً صدای همه هواداران را درآورده است.
زمانی حمید مطهری دستیار یحیی گلمحمدی بود و با فشار هواداران جای خود را به اوسمار داد؛ اما حالا خودش در قامت سرمربی، همین تارتار را شکست میدهد.
بیایید تصور کنیم یکی از دستیاران تارتار قرار است روزی سرمربی تیمی شود. بهواقع، حتی تیمی در دسته سوم هم حاضر نیست این آقایان را گردن بگیرد!
اپیزود سوم: حلقه نزدیکان
تارتار در بدو ورود به پرسپولیس، بازیکنان زیادی را از تیمهای سابق خود به خدمت گرفت؛ اتفاقی که با انتقاد هواداران مواجه شد.
موافقان تارتار مدعی بودند این بازیکنان کیفیت بالایی دارند و سرمربی نیز به دلیل شناختی که از آنها دارد، تصمیم به جذبشان گرفته است.
اما بهمرور و در بازیهای سختی مثل تراکتورسازی، استقلال و فولاد، مشخص شد که بسیاری از این بازیکنان عیار بالایی ندارند؛ گویی دلیل اصلی حضورشان در پرسپولیس، قرار داشتن در حلقه نزدیکان آقای تارتار بوده است.
اپیزود چهارم: لجبازی با ستارهها
لجبازی و عدم استفاده از ستارههای فصل قبل، مثل باکیچ و محمودی، در حالی که به بازیکنی مثل یاسین سلمانی بازی میرسد که آخرین بازی تأثیرگذارش را خودش هم به یاد نمیآورد، شائبه لجبازی را در ذهن هواداران دوچندان کرده است.
این اتفاقات را میتوان در گذشته تارتار نیز مشاهده کرد؛ از اختلاف با میلاد سرلک در ملوان گرفته تا اختلاف با فرزاد حاتمی در پارس جنوبی.
اپیزود پنجم: وقتی میبریم، ما اینیم و آنیم!
تارتار در مصاحبههای پس از پیروزی، انواع و اقسام ژستهای «ما اینیم، ما آنیم» به خود میگیرد. در شاخصترین نمونه، پس از برد مقابل مس شهربابک بحرانزده، از شیرینی داشتن اسکواد قوی سخن میگوید.
اما پس از شکست و تساوی، همهچیز را به گردن زمین و زمان میاندازد.
در شاهکار آخرش نیز پس از شکست مقابل فولاد، ابتدا خودش را مقصر اصلی معرفی میکند و سپس میگوید تیم حریف هیچ موقعیتی نداشته و ما بازیکن خلاق نداریم!
پایانبندی: نسخهای تازه از یک الگوی قدیمی
تا اینجا، حتماً خواننده محترم در ذهن خود تمام اپیزودهای تارتار را با رفتارهای امیر قلعهنویی مطابقت داده و به دلیل انتخاب تیتر پی برده است.
درگیری های قلعهنویی با استقلالی ها وقتی مربی تیم مقابل بوده است ،دستیارانی چون هومن افاضلی و سعید الهویی،استفاده از بازیکنانی چون حاج صفی و شجاع خلیل زاده و بیرانوند و کیانی، لجبازی و درگیری با فرهاد مجیدی،مجتبی جباری،مهدی کیانی،مهدی رحمتی و از همه مهم تر مصاحبه های خاص قلعه نویی که همه چیز را گردن شانس و بخت و اتفاق و اشتباه بازیکن میاندازد.
باری، گویی مهدی تارتار نقشه راه خود را تماموکمال از روی رفتارهای امیر قلعهنویی کپیبرداری کرده است.
و شاید باید گفت:
سرمربی بعدی تیم ملی ایران؛ حاج مهدی تارتار