مماشاتهای فدراسیون دیگر بس است؛ خداداد از چه چیزی دفاع میکند؟
دیگر نمیشود اتفاقات اخیر را یک «لحظه عصبانیت» یا یک درگیری معمولی فوتبالی توصیف کرد. آنچه خداداد عزیزی در پایان بازی تراکتور و گلگهر بر زبان آورد، عبور آشکار از مرزهای اخلاقی و حرفهای بود.
فحاشیهای رکیک، توهین به بازیکن و خانواده او، تهدید و استفاده از ادبیاتی که حتی تکرار سانسورشده آن هم برای انتشار عمومی مناسب نیست.
اما شاید سؤال اصلی اصلاً درباره خداداد عزیزی نباشد؛ سؤال بزرگتر متوجه فدراسیون فوتبال و ارکان قضایی آن است: چرا اجازه دادید کار به اینجا برسد؟
خداداد امروز از ناکجاآباد به این نقطه نرسیده است. او پیش از این هم بارها با ادبیات توهینآمیز و رفتارهای جنجالی خبرساز شده بود؛ حتی در آنتن زنده تلویزیون الفاظی به کار برد که میلیونها نفر شنیدند. آن زمان هم میشد جلوی این روند را گرفت. میشد برخوردی کرد که یک چهره فوتبالی بداند شهرت، سابقه ملی و جایگاهش در فوتبال، مجوز عبور از خطوط قرمز نیست.
اما برخورد جدی و بازدارندهای اتفاق نیفتاد؛ نتیجهاش را امروز میبینیم.وقتی یک رفتار زشت یک بار، دو بار و چند بار بدون برخورد جدی تکرار شود، دیگر نباید از خود فرد انتظار داشت که ناگهان مرزهایش را بشناسد. مسئولیت عادی شدن این ادبیات فقط متوجه گوینده نیست؛ نهادی که بارها فرصت برخورد داشته و از آن استفاده نکرده نیز باید پاسخگو باشد.
حالا واکنش کمیته انضباطی چیست؟ ارسال دفاعیات ظرف ۴۸ ساعت!واقعاً قرار است چه دفاعیاتی ارائه شود که فحاشی رکیک، توهین به خانواده، تهدید و تحقیر یک بازیکن را توجیه کند؟ آیا پروندهای با چنین ابعادی دستکم شایسته یک دستور موقت نیست؟
نکته تلختر اینکه محرومیت قبلی خداداد نیز اخیراً بخشیده شد. اگر آن تصمیم قرار بود پیام «فرصت دوباره» باشد، اتفاقات اخیر نشان میدهد این فرصت نهتنها اصلاحی ایجاد نکرده، بلکه نتیجهای کاملاً معکوس داشته است.
فدراسیون فوتبال و کمیتههای انضباطی و استیناف باید بدانند که سکوت و مماشات، خودش نوعی پیام است؛ پیامی که میگوید میتوان توهین کرد، جنجال ساخت و بعد منتظر یک محرومیت سبک یا حتی بخشش نشست.
خداداد عزیزی سالها چهرهای مهم در فوتبال ایران بوده، اما سابقه ملی نباید برای هیچکس مصونیت اخلاقی ایجاد کند. این بار اگر حکمی صادر میشود، باید آنقدر جدی و بازدارنده باشد که هم خداداد و هم دیگران بفهمند فوتبال جای فحاشی و بیاحترامی نیست.
اگر فدراسیون امروز هم برخورد نکند، فردا دیگر نباید از تکرار این ادبیات در فوتبال ایران تعجب کنیم؛ چون بخشی از مسئولیت این بیپروایی، متوجه همانهایی است که قبلاً میتوانستند جلویش را بگیرند و نگرفتند.