نقش قدرت در فیفا
آیا جانی اینفانتینو از همین حالا برنده انتخاب آینده ریاست فیفا است یا اتفاق دیگری رخ خواهد داد؟
انتخابات ریاست فیفا قرار است 18 مارس 2027 (27 اسفند) در مراکش برگزار شود. در روزهای اخیر، اینگونه به نظر میرسید که انتخابات پیشرو رقابتی و پرهیجان خواهد بود؛ رقابتی که حتی میتوانست به تقابل دیدگاهها و برگزاری مناظره میان نامزدها منجر شود. این تصور پس از انتشار بیانیه تند اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) درباره لغو کارت قرمز فولارین بالوگون (بازیکن تیم ملی فوتبال آمریکا) در جام جهانی 2026 تقویت شد. یوفا در آن بیانیه اعلام کرد که این تصمیم از «خط قرمز» عبور کرده است. همزمان، برخی منابع اروپایی نیز گزارش دادند که این اتحادیه در حال آمادهسازی نامزد خود برای انتخابات آینده فیفا است.
یوفا در بیانیه خود درباره تصمیم مربوط به تعلیق کارت قرمز بازیکن تیم ملی فوتبال آمریکا اعلام کرد: تصمیمی که اتخاذ شد، از خط قرمز عبور کرده است. فوتبال مانند هر ورزش دیگری بر پایه قوانینی استوار است که اساس رقابت منصفانه، صادقانه و شفاف را تشکیل میدهند. گاهی اوقات قوانین قابلیت تفسیر دارند اما در این مورد چنین نیست. محرومیت خودکار حداقل یک جلسه پس از دریافت کارت قرمز یک گزینه اختیاری نیست و برای اجرای آن نیازی به تصمیمگیری نهاد دیگری وجود ندارد. این اصل، بخشی ریشهدار از مقررات است و نباید مشمول هیچ استثنایی شود؛ به ویژه در میانه یک تورنمنت که چندین بازیکن دیگر نیز در شرایط مشابه قرار داشتند و محرومیت خود را سپری کردند. زمانی که مجریان قوانین، اجرای قطعی مقررات را تضمین نکنند، سلامت مسابقات به خطر میافتد و اعتماد به رقابتها تضعیف میشود. این تصمیم در جریان تورنمنت جاری سابقهای ایجاد میکند که در آینده نیز باید در موقعیتهای مشابه به همان شکل اجرا شود؛ موضوعی که به ضرر رقابت خواهد بود. ما بیاعتمادی خود را نسبت به این تصمیم بیسابقه، غیرقابل درک و غیرقابل توجیه اعلام میکنیم.

با این حال و طبق گزارش رسانههای خارجی؛ از نگاه بسیاری، این اقدامات بیش از آنکه تغییری در معادلات ایجاد کند، جنبه تبلیغاتی دارد. به نظر میرسد یوفا نیز به خوبی از دشوار بودن این مسیر آگاه است. عدهای معتقدند جانی اینفانتینو حتی اگر اروپا شخصیتی مانند کریستیانو رونالدو را نیز به عنوان نامزد معرفی کند، همچنان شانس نخست پیروزی خواهد بود. به اعتقاد آنان، محاسبات تعداد آرای اعضای فیفا این موضوع را به روشنی نشان میدهد.
به همین دلیل، تلاش اروپاییها برای یافتن گزینهای جایگزین، هرچند ادامه داشته باشد، احتمالاً نتیجهای در پی نخواهد داشت.
اقدامات اخیر فیفا، بدون تردید با انتقادهای گستردهای روبرو شده است. بسیاری از مدیران و مربیان سرشناس فوتبال اروپا نیز ارزیابیهای انتقادی خود را درباره این تصمیمها مطرح کردهاند. با این حال، منتقدان معتقدند این اعتراضها در عمل تأثیر چندانی بر روند تصمیمگیری فیفا ندارد، زیرا فوتبال اروپا در حال حاضر ابزار مؤثری برای اعمال فشار بر مدیریت این نهاد در اختیار ندارد. در بهترین حالت، تنها میتواند خواستار پایبندی به عقلانیت و اصول مدیریتی شود؛ درخواستی که به تنهایی برای تغییر شرایط کافی نیست.
منتقدان همچنین به نمونههای دیگری از عملکرد فیفا اشاره میکنند. یکی از این موارد، ماجرای عمر آرتان، داور سومالیایی بود که به دلیل ممانعت مقامهای مهاجرتی آمریکا نتوانست وارد این کشور شود. در پی این اتفاق، برخی رسانهها اینفانتینو را به از دست دادن کنترل بر روند برگزاری جام جهانی متهم کردند. با این حال، رئیس فیفا در پاسخ به پرسش خبرنگاران از آنان خواست آرامش خود را حفظ کنند و تأکید کرد که همه چیز تحت کنترل است. از نگاه منتقدان، پیام او این بود که جهان باید از برگزاری تورنمنتهای بزرگ فیفا لذت ببرد و مدیریت سایر مسائل را به این نهاد بسپارد؛ رویکردی که تا زمانی ادامه خواهد داشت که اکثریت اعضا رضایت داشته باشند.

این اکثریت اما چگونه شکل گرفته است؟ به باور ناظران، پس از برگزاری جام جهانی 2022 در قطر، حمایت کشورهای میزبان جام جهانی 2026 یعنی آمریکا، مکزیک و کانادا نیز به اینفانتینو افزوده شد. از سوی دیگر، برنامه میزبانی جامهای جهانی آینده در سه قاره آفریقا، اروپا و آمریکای جنوبی نیز از دید برخی تحلیلگران زمینه را برای واگذاری میزبانی جام جهانی 2034 به عربستان فراهم کرد. استدلال مطرح شده این بود که با برگزاری دوره قبل در سه قاره نوبت میزبانی به آسیا یا اقیانوسیه خواهد رسید.
در همین چارچوب، پیشنهاد استرالیا کنار گذاشته شد؛ با این استدلال که زمان کافی برای ارائه پرونده میزبانی وجود ندارد. در نتیجه، عربستان بدون رقیب به عنوان میزبان انتخاب شد. این تصمیم نیز در قالب یک نشست آنلاین اتخاذ شد؛ بدون برگزاری نشست خبری، بدون ارائه توضیحات و بدون پاسخگویی به پرسشهای رسانهها. منتقدان این روند را نشانهای از شیوه مدیریت اینفانتینو میدانند؛ مدیریتی که به اعتقاد آنها با مخالفت جدی اکثریت اعضای فیفا نیز مواجه نشده است.
در چنین شرایطی، یوفا تنها در چارچوب اختیارات خود میتواند واکنش نشان دهد. برای مثال، بر ارزانتر بودن بلیتهای یورو 2028 نسبت به جام جهانی 2026 تأکید کند یا از یک داور سومالیایی برای قضاوت در سوپرجام یوفا دعوت به عمل آورد. با این حال، بعید به نظر میرسد چنین اقداماتی تأثیر قابل توجهی بر اینفانتینو داشته باشد. از نگاه او، وظیفه اصلی فیفا دفاع از منافع فوتبال در سراسر جهان است، نه صرفاً پاسخگویی به اعتراضهای فوتبال اروپا. همین منطق، از دید حامیان او با سیاست گسترش تعداد تیمهای حاضر در مسابقات و افزایش سهمیه کنفدراسیونهای مختلف نیز همخوانی دارد.
فیفا از منظر اقتصادی نیز با اتکا به شرکای قدرتمند خود در آسیا و آمریکا وضعیت مطلوبی دارد. این موضوع میتوانست یکی از نقاط ضعف اینفانتینو در رویارویی با منتقدان باشد اما در عمل چنین فرصتی نیز از دست رفته است.
نکته قابل توجه این است که خود جانی اینفانتینو نیز سابقه فعالیت طولانی در یوفا را دارد. او از سال 2009 دبیرکل این اتحادیه بود و پیش از آن نیز در کمیتههای حقوقی مختلف یوفا فعالیت میکرد. به باور برخی تحلیلگران، همین پیشینه نشان میدهد که تصمیمهای فیفا از منظر حقوقی به گونهای طراحی شدهاند که امکان به چالش کشیدن آنها بسیار محدود است. از همین رو، اینفانتینو بدون نیاز به حمایت همکاران پیشین خود در فوتبال اروپا مسیر مدیریتیاش را ادامه خواهد داد.