همه داستانهای هفته آخر لیگ انگلیس؛ دکتر تاتنهام!
هفته آخر لیگ برتر انگلیس با کلی ماجرا و داستان برگزار میشود.
با این که تکلیف قهرمانی لیگ مشخص شده اما همچنان جذابیت و استرس در این لیگ پابرجاست.
داستان لیورپول: خوب تمومش کن
این بار باید از تلاش لیورپول در جایی غیر از صدر جدول بنویسیم. تیمی که برای رفتن به لیگ قهرمانان اروپا میجنگد و تلختر این که شاید یک باخت حتی این آخرین رویا را هم از اسلوت و تیمش بگیرد. برنتفورد آخرین حریفی است که لیورپول باید از آن امتیاز بگیرد و با رفتن به اروپا فصل نه چندان خوبش را که 13 باخت در آن ثبت شد با شیرینی به پایان برساند. هواداران لیورپول در پایان بازی چه حالی خواهند داشت؟ شادی برای رفتن به لیگ قهرمانان یا اشک برای خداحافظی صلاح. شاید هم هردو.

داستان تاتنهام: دکتر نباش!
دو فصل پیش وقتی میگفتیم تاتنهام در هفته آخر برای مرگ و زندگی میجنگد تصور میکردیم که این جدال برای کسب سهمین لیگ قهرمانان اروپا یا حداقل اروپاست. دو فصل است اما تاتنهام برای بقا میجنگد و اگرچه سقوط نکرده اما سقوط عجیبی را تجربه کرده! « دکتر تاتنهام» لقب جدیدی است که به این تیم دادهاند چون میتواند تیمهای حریف را از بحران خارج کرده و درمان کند. تاتنهام در این بازی نباید دکتر باشد و باید اورتون را شکست بدهد. دی زربی برای بازگرداندن روحیه بازیکنانش فیلمهایی از موفقیتهای آنها درچند سال گذشته نشان داده او امیدوار است که یادآوری قهرمانی این بازیکنان این بار باعث بقای آن شود.

داستان وستهم: دو کابوس برای یک ستاره
حریف تاتنهام برای سقوط تیم وستهم است که باید با لیدز یونایتد بازی کند. حریفان این دو تیم کاندیدای سقوط تقریبا در یک سطح قرار دارند. جرد بوون ستاره و کاپیتان وستهم اعتراف کرده که ماندشان در لیگ برتر به یک نخ بسته است. در صورت سقوط وستهم این ستاره دو بحران را در چند روز از سرخواهد گذراند. اول دعوت نشدن به تیم ملی دوم سقوط تیم باشگاهیاش.

داستان بورنموث: رویای محال
بورنموث. اگرچه در اکثر مطالب از بورنموث و بردش مقابل ناتینگهام فارست به عنوان رقیب لیورپول یاد کردهاند اما تفاضل گل زیاد این تیم با لیورپول این خطر را کمرنگ میکند. بورنموث باید با تفاضل گل زیادی حریفش را شکست دهد و به امید باخت لیورپول هم باشد تا بتواند به رویای اروپایی شدن برسد. رویایی که خیلی قابل دسترس به نظر نمیرسد. احتمالا ایرائولا به شگفتیهایی که تا این جا خلق کرده باید اکنفا کند و رویای اروپا را محال ببیند. آیا او این محال را به ممکن تبدیل میکند؟
