پاریسنژرمن در فینالی دشوار برابر آرسنال به آنچه میخواست رسید
پس از دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا بدون تردید بحثهای فراوانی درباره عملکرد ضعیف آرسنال در فاز هجومی شکل خواهد گرفت؛ اینکه این تیم چقدر کم مالک توپ بود، چقدر پاسهای اندکی رد و بدل کرد و تا چه اندازه در خلق موقعیت ناکام ماند.
پس از دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا بدون تردید بحثهای فراوانی درباره عملکرد ضعیف آرسنال در فاز هجومی شکل خواهد گرفت؛ اینکه این تیم چقدر کم مالک توپ بود، چقدر پاسهای اندکی رد و بدل کرد و تا چه اندازه در خلق موقعیت ناکام ماند. حتی سلاح همیشگی و مورد علاقهاش یعنی ضربات کرنر نیز کارایی نداشت. آرسنال در 120 دقیقه تنها سه کرنر به دست آورد و هیچ یک از آنها به موقعیتی جدی و خطرناک تبدیل نشد.
با این حال، در پایان نیمه نخست وقت قانونی، یک کرنر بحثبرانگیز نصیب آرسنال شد. توپچیها این فرصت را به دست آوردند، بوکایو ساکا برای ارسال کرنر آماده شد اما درست در همان لحظه داور سوت پایان نیمه را به صدا درآورد. انگار زمان برای آرسنال بیش از حد سریع سپری شد. اگر آن کرنر زده میشد، چه کسی میداند سرنوشت بازی چگونه رقم میخورد؟ در نهایت اما آنچه رخ داده، همان واقعیتی است که باید پذیرفت.
با این حال، بهتر است به آمار رجوع کنیم. برای درک بهتر قدرت پاریسنژرمن در این فینال کافی است به اعداد نگاه کنیم. بر اساس آمار اوپتا، آرسنال پیش از این دیدار، از 117 مسابقه اخیر خود در تمامی رقابتها که نیمه نخست را با برتری به پایان رسانده بود، تنها یک بار شکست خورده بود اما پس از این فینال، این آمار تغییر کرد؛ اکنون آرسنال از 118 مسابقهای که در پایان نیمه اول پیش بوده، دو شکست را در کارنامه دارد.

همه چیز برای تیم میکل آرتتا به بهترین شکل ممکن آغاز شده بود. آنها خیلی زود به گل رسیدند و اختلاف را کاهش دادند؛ دقیقاً همان نوع فوتبالی که آرسنال به آن علاقه دارد و شاید بهتر از هر تیم دیگری در جهان آن را اجرا میکند. هواداران میتوانند هر چقدر که میخواهند از سبک بازی این تیم انتقاد کنند؛ اینکه خستهکننده است یا تماشای آن جذابیتی ندارد اما حقیقت این است که تیم آرتتا این شیوه را استادانه اجرا میکند، چه مورد پسند تماشاگران باشد و چه نباشد.
آرسنال بار دیگر نظم خوب خود را به نمایش گذاشت. این تیم بدون توپ عملکردی کمنقص داشت و از ساختار دفاعی منسجم و حمایتی مداوم بهره میبرد. پاریسیها گاهوبیگاه با سرعت وارد محوطه جریمه میشدند و توپ را به سمت دروازه هدایت میکردند اما درست در همان نقطه همه چیز متوقف میشد. مهمتر از آن، هر زمان توپ از محوطه جریمه آرسنال خارج میشد، بازیکنان آرتتا تقریباً تمام توپهای برگشتی را جمع میکردند. به بیان دیگر، پاریسنژرمن عملاً هیچ فرصتی برای شکل دادن به موج دوم حملات خود نداشت.
در ظاهر، آرسنال از نظر دفاعی کاملاً مسلط به نظر میرسید اما در واقع این وضعیت آزمونی بزرگ برای صبر و خویشتنداری پاریسنژرمن بود. خطر آن وجود داشت که بازیکنان این تیم دچار شتابزدگی شوند، تمرکز خود را از دست بدهند و از هر زاویهای اقدام به شوتزنی کنند اما پاریسیها برابر این وسوسه مقاومت کردند. درست است که آنها در جریان بازی موفق به گلزنی نشدند و تنها از روی نقطه پنالتی به گل رسیدند اما نکته مهم این است که توانستند همان پنالتی را به دست آورند.
در این مسابقه هیچ «فروپاشی» از سوی آرسنال رخ نداد. برعکس، این پاریسنژرمن بود که حریف را وادار به اشتباه کرد و او را به سمت خطا سوق داد. در واقع، گل کای هاورتز بیش از پنالتی که خویچا کواراتسخلیا با مشارکت عثمان دمبله و کریستین موسکرا به دست آورد، حاصل یک لغزش و شکست در ساختار دفاعی بود.

آرسنال تا پایان مسابقه همچنان کنترل بازی را حفظ کرد. نتیجه مساوی شد، کار به پنالتی کشید و تنها پس از آن بود که پاریسنژرمن جام قهرمانی را از آن خود کرد. بنابراین شاید بد نباشد هنگام بررسی آماری که اوپتا ثبت میکند، به این نکته نیز توجه شود؛ آرسنال در حالی که نیمه نخست را با برتری به پایان رسانده بود، شکست خورد اما این باخت تنها در ضربات پنالتی رقم خورد. با این حال، این واقعیت چیزی از تلخی شکست کم نمیکند؛ بلکه شاید آن را دردناکتر هم کرده باشد.
در سوی دیگر، پاریسنژرمن تیمی انعطافناپذیر و سرسخت نشان داد. آنها برابر یکی از مقاومترین تیمهای فوتبال اروپا پیروز شدند؛ آن هم در مسابقهای که تقریباً همه چیز مطابق خواسته آرسنال پیش میرفت.
پاریس حتی میتوانست آرسنال را پیش از رسیدن به پنالتی شکست دهد. بله، واقعاً شکست دهد. تیم لوئیس انریکه بیتردید از تیم آرتتا به گل دوم نزدیکتر بود. آنها موفق به انجام این کار نشدند اما پایداری، قدرت شخصیت و پایبندی بیوقفهشان به اصول و اهداف خود، فارغ از هر شرایطی به ویژه در برابر چنین حریف قدرتمندی شایسته تحسین است.
پاریسِ خویچا کواراتسخلیا، عثمان دمبله و دزیره دوئه؛ پاریسی با بالهای انفجاری، مدافعانی مستحکم و مغزهای متفکر پرتغالی؛ تجسمی از هنر ناب است. این تیم پرواز میکند؛ زیباست و چشمنواز اما حتی زیباترین و باکلاسترین تیمها نیز روزهایی دارند که ناچارند تنها با تکیه بر تواناییهای ذهنی و روحی خود پیروز شوند. در چنین روزهایی، زیبایی در اولویت نیست؛ تنها چیزی که اهمیت دارد، پیروزی است. سبک بازی به حاشیه میرود و شخصیت در مرکز توجه قرار میگیرد.
پاریسنژرمن دقیقاً همین ویژگی را در فینال برابر آرسنال به نمایش گذاشت. آنها نتوانستند همان نمایشی را تکرار کنند که یک سال پیش برابر اینتر ارائه داده بودند؛ مسابقهای که در آن پنج گل به ثمر رساندند و شاید فرصت زدن 10 گل دیگر را نیز از دست دادند. البته در آن دیدار، شرایط بازی تا حدی به دلیل نوع عملکرد حریف برایشان مساعدتر بود.
برابر آرسنال اما چنین چیزی امکانپذیر نبود. این تیم توانایی مهار هر حریفی را دارد. آنها از ذخیرهای عظیم از کیفیت، واقعگرایی و صبری مثالزدنی برخوردارند. علاوه بر این، خیلی زود نیز به گل رسیدند. با وجود همه این شرایط، پاریس شخصیت واقعی خود را نشان داد. بدون این ویژگی، هر قدر هم که تیم لوئیس انریکه زیبا و جذاب بازی میکرد، بازگشت به مسابقه و رسیدن به پیروزی ممکن نبود.