دوگانه سردار و اکرت؛ هزینهی گزاف ثبات یا غفلت از نبوغ؟
فوتبال ایران در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، در نقطهای میان منطق آرامش و عطش خلاقیت ایستاده است.
عدم حضور سردار آزمون، دومین گلزن برتر تاریخ فوتبال ملی، و دعوت از دنیس اکرت، مهاجمی که آمارش در اروپا چندان چشمگیر نیست، نه یک تصمیم صرفاً فنی، بلکه نماد ترجیح «پرهیز از ریسک» بر «اعتماد به تجربه» است. تصمیمی که ممکن است بهای سنگینی داشته باشد.
۱. نبرد اعداد؛ بیرحمی آمار
سردار آزمون در فصل جاری، طی تنها ۱۳ بازی و ۴۵۶ دقیقه، ۳ گل و ۲ پاس گل ثبت کرده؛ یعنی بازدهی یک تمامکننده قهار که در کمترین زمان بیشترین خروجی را میدهد.
در مقابل، دنیس اکرت نزدیک به ۲۰۰۰ دقیقه بازی کرده و تنها ۵ گل زده؛ عددی که نشان میدهد با وجود تلاش مستمر، هنوز در بالاترین سطح رقابت اروپا جایگاه تثبیتشدهای ندارد.
در نگاه آماری، آزمون همچنان یکی از مؤثرترین مهاجمان ایرانی خارج از کشور است؛ تجربهای که بهندرت قابل جایگزینی است.
۲. تصمیم مدیریتی؛ سایه استوری بر پیراهن تیم ملی
دلایل غیرفنی در این تصمیم غیرقابل چشمپوشیاند. نقطه عطف، انتشار استوری سردار آزمون در کنار یکی از شیوخ اماراتی، درست در بحبوحه جنگ ۴۰ روزه بود؛ عکسی که فارغ از نیت شخصی، بازتابی از ناهماهنگی با حساسیتهای مردمی داشت. همین تصویر ساده، رمز رسانهای بزرگی شد که هزینهاش به پای کل دوران حضور او نوشته شد.
کادرفنی در مسیر آمادهسازی تیم ملی، ترجیح داد ریسک تنش با افکار عمومی را حذف کند و تضادهای پیرامونی را از رختکن دور نگه دارد. در این فضای پرتلاطم، اکرت با شخصیت آرام و پرونده کمحاشیهاش، گزینهای امنتر به نظر آمد.
اما نکته ظریف اینجاست: قطع ارتباط کامل با بازیکنی در سطح آزمون، قطعِ بخشی از حافظه و اعتماد به نفس تیم ملی است. مدیریت، شاید گاهی باید به جای حذف، به بازسازی ارتباط بیندیشد.
۳. بهای تصمیم؛ امنیت در ازای خلاقیت
با خط خوردن سردار، تیم ملی یکی از معدود مهاجمانش را که توان تغییر مسیر بازی در لحظههای بحرانی دارد، از دست داده است. آزمون در زمین، بازیکنی پرحاشیه نیست؛ بلکه بازیکنی است که در اوج فشار میتواند بازی را برگرداند.
انتخاب اکرت از منظر مدیریتی قابل فهم است، اما فوتبال تنها با فهم جلو نمیرود، با جرأت است که نتایج ساخته میشوند. شاید ایران در جام جهانی بیش از هر چیز، نیازمند همان لحظات الهامبخش سردار باشد؛ لحظاتی که از تصمیمی درست یا نادرست خبر نمیدهند، بلکه از نبوغی بومی و تجربهدیده روایت میکنند.
۴. آرامش خریداریشده یا غفلت پرهزینه
خط زدن آزمون تصمیمی استراتژیک بود: نظم و سکون در برابر شور و شهود. اگر تیم ملی موفق شود، این تصمیم نشانهای از بلوغ مدیریتی خواهد بود؛ اگر اما در خلق موقعیت و اعتماد به نفس تهاجمی دچار خلأ شود، نام سردار آزمون بهعنوان غایبِ تعیینکننده دوباره بر سر زبانها خواهد افتاد.
کادر فنی با انگیزهای منطقی و منظم تصمیم گرفته است، اما در دل آن منطق، شاید شوقی انسانی برای بازگشت نبوغ خفته باشد.
۵. نگاهی رو به آینده؛ بازگرداندن سرمایه ملی
سردار آزمون هنوز در معادلهی فوتبال ملی جای دارد. تصمیمِ امروز، نه پایانِ مسیر، بلکه یک وقفهی استراتژیک است. فدراسیون میتواند، با گفتوگو و بازتعریفِ مرز رفتارهای رسانهای، مسیر بازگشت او را باز کند. تیمی که به جام جهانی میرود، نیازمند تجربه و شجاعت است و آزمون، هر دو را دارد.
این تنها زمین جام جهانی است که داوری خواهد کرد: آیا ثبات بدون نبوغ کافی است، یا نسل تازه فوتبال ایران، هنوز باید به سرداری تکیه کند که هر بار با یک گل، یک تیم را زنده کرده است.