تیم امید قربانی کیست؛ باشگاهها یا بیبرنامگی فوتبال ایران؟
تعطیلی اردوی تیم امید با موجی از تیترهای شوکآور همراه شد؛ اما وقتی از هیجان فاصله میگیریم، یک سؤال مهم باقی میماند: در اردویی که ۲۳ بازیکن دعوت شدند و فقط پنج نفر آمدند، مقصر اصلی باشگاهها هستند یا برنامهریزی فوتبال ایران؟
تعطیلی اردوی تیم امید با تیترهای تند و شوکآور به «خبر یک» فوتبال ایران تبدیل شد؛ اما حالا که کمی از فضای هیجانی فاصله گرفتهایم، باید یک سؤال ساده بپرسیم: آیا واقعاً تعطیلی این اردو اقدامی خلقالساعه و وحشتناک بود؟
اردویی که از ۲۳ بازیکن دعوتشده، در نهایت فقط ۵ بازیکن را در اختیار داشت و باشگاهها هم از قبل اعلام کرده بودند بازیکنانشان را به امید نمیدهند، اساساً با چه نفراتی باید برگزار میشد؟
تیم امید اهمیت بسزایی دارد؛ تیمی که بیش از نیم قرن است حسرت حضور در المپیک را به دوش میکشد و باید بیشتر از هر تیم دیگری مورد حمایت قرار بگیرد. اما این حمایت، یک طرف ماجراست و حق باشگاهها هم طرف دیگر ماجراست.
وقتی اردوی امید در مقطعی خارج از فیفادی و همزمان با مسابقات لیگ و حتی رقابتهای آسیایی باشگاهها برنامهریزی میشود، باشگاههایی که برای بازیکنان خود هزینههای سنگین میکنند، طبیعتاً خود را محق میدانند که آنها را در اختیار تیم امید قرار ندهند. تراکتور حتی رسماً همین موضوع را اعلام کرده بود.
پس بهتر است به جای اینکه همه تقصیرها را گردن باشگاهها بیندازیم، یک بار هم درباره اصل برنامهریزی سؤال کنیم.
تیم امید را باید درک کرد؛ اما نمیشود در روزهای اوج لیگ، در شرایطی که باشگاهها درگیر مسابقات داخلی و آسیایی هستند، اردو برگزار کرد و بعد انتظار داشت همه بازیکنان بدون هیچ بحثی راهی تیم امید شوند.
این بار هم باشگاهها حق را به خودشان دادند و در نهایت، از یک فهرست ۲۳ نفره، فقط پنج بازیکن در اردو حاضر شدند.
این اتفاق زشت بود؛ اما شاید زشتی اصلی، تعطیل شدن یک اردو با پنج بازیکن نباشد. ایراد اصلی این است که فوتبال ایران هنوز نتوانسته برای تیم امید، یک برنامهریزی درخور اهمیت این تیم پیدا کند.