در آتلانتا، مهمترین کار مسی بعد از خراب کردن پنالتی شروع شد
در فوتبال، معمولاً لحظهای که توپ از خط دروازه میگذرد، همهچیز را به نام خودش ثبت میکند. گل، تصویر نهایی را میسازد و بقیه جزئیات را به حاشیه میراند. اما بعضی بازیها را نه با صحنه گل، که با واکنش بازیکنان به لحظه فروپاشی باید فهمید.
پیروزی ۳ بر ۲ آرژانتین مقابل مصر در آتلانتا، از همین جنس بود. شبی که مهمترین کار لیونل مسی نه هنگام گلزنی، بلکه دقیقاً بعد از خراب کردن پنالتی آغاز شد.
آرژانتین تا بخش بزرگی از مسابقه، بیشتر از آنکه شبیه یک مدعی قهرمانی باشد، تیمی سردرگم و سنگین به نظر میرسید؛ تیمی که از ریتم بازی جا مانده و مقابل حریفی منظم، خونسرد و بیعقده گرفتار شده است. مصر، بازی را با دقت و انضباطی پیش برد که برای فرسوده کردن غرور آرژانتین طراحی شده بود. گل یاسر ابراهیم و سپس گل دوم زیکو روی پاس حایثم حسن در دقیقه ۶۷، فقط نتیجه برتری عددی روی تابلو نبود؛ ترجمه روشن یک برتری روانی و تاکتیکی بود. در آن لحظه، آرژانتین نه فقط بازنده، که در آستانه تحقیر شدن بود.
در چنین وضعیتی، پنالتی برای آرژانتین میتوانست مسیر بازی را عوض کند. مسی پشت توپ ایستاد، اما شوبیر ضربه او را مهار کرد و توپ پس از برخورد به تیر، بیرون رفت. از آن لحظه به بعد، مسابقه دیگر فقط یک نبرد فوتبالی نبود؛ به آزمونی برای شخصیت کاپیتان آرژانتین تبدیل شد. بسیاری از ستارهها بعد از چنین ضربهای، از متن بازی خارج میشوند؛ کمتر توپ میخواهند، محافظهکارتر بازی میکنند و منتظر میمانند زمان، آن لحظه تحقیر را با سوت پایان دفن کند. مسی اما مسیر دیگری را انتخاب کرد.
نکته مهم این نیست که او اشتباه کرد و بعد جبرانش کرد؛ نکته مهم این است که بعد از آن اشتباه، از صحنه کنار نرفت. در بازی ماند، عقبتر آمد، بیشتر توپ گرفت، بیشتر دیده شد و اجازه نداد آرژانتین از هم بپاشد. این بازگشت، از جنس احساساتگرایی یا فداکاری شاعرانه نبود. در چنین سطحی، بازیکنان بزرگ بیشتر از آنکه با اخلاق بازی را برگردانند، با غریزه بقا و نپذیرفتن تحقیر این کار را میکنند. مسی نمیخواست شب آتلانتا با تصویر پنالتی از دسترفتهاش تمام شود.
همین اصرار به ماندن در متن بحران، زمینه بازگشت آرژانتین را ساخت. در دقیقه ۷۹، ضربه ایستگاهی مسی با ضربه سر کریستین رومرو به گل اول آرژانتین تبدیل شد؛ گلی که بازی را از وضعیت فروپاشی کامل خارج کرد. چهار دقیقه بعد، پاس مونتیل در محوطه جریمه به مسی رسید و او این بار بدون تردید، کار را تمام کرد تا بازی ۲ بر ۲ شود. بازگشت کامل اما در وقتهای تلفشده شکل گرفت؛ جایی که لائوتارو مارتینز پاس آخر را داد و انزو فرناندز در دقیقه ۹۲ گل سوم را زد. اینجا دقیقاً همان نقطهای است که باید از اغراق فاصله گرفت؛ مسی همه گلها را نزد و همه صحنهها را هم خودش نساخت، اما بعد از آن پنالتی، مرکز ثقل بازگشت تیمش شد.
دقایق پایانی، صورت واقعی این مسابقه را روشنتر کرد. وقتی فشار بازی به اوج رسید، مصر از نظر روانی شروع به فروریختن کرد؛ حسام حسن در دقیقه ۹۴ اخراج شد و شوبیر هم کارت زرد گرفت. همان تیمی که تا دقایقی قبل با انضباط و تمرکز، آرژانتین را در آستانه شکست قرار داده بود، در پایان بازی درگیر عصبانیت و آشفتگی شد. در سوی دیگر، آرژانتین با همه آشوبی که تجربه کرده بود، توانست بحران را مدیریت کند و ورق را برگرداند. تفاوت، فقط در کیفیت فنی نبود؛ در ظرفیت تحمل فشار هم بود.
این مسابقه را میشود با اعداد خلاصه کرد: شکست ۲ بر صفر، بازگشت به ۳ بر ۲، یک گل برای مسی و یک پاس روی گل اول. اما اعداد، همیشه مهمترین حقیقت را نمیگویند. حقیقت بزرگترِ شب آتلانتا این بود که مسی بعد از یکی از بدترین لحظات شخصیاش در مسابقه، از بازی خارج نشد. برای بازیکنان بزرگ، ارزش واقعی فقط در لحظه موفقیت نیست؛ در واکنش به لحظهای است که همهچیز در حال فروریختن به نظر میرسد. مسی در آتلانتا، بیش از آنکه با گلش تعیینکننده باشد، با نپذیرفتن شکست روانی بازی را به نفع آرژانتین برگرداند. مهمترین کار او، دقیقاً بعد از خراب کردن پنالتی شروع شد.