هفت روایت تاریخی از هفت جام با چشم سوم

هر آینه‌ای، اگر جدی گرفته شود، سرانجام به یک پرسش می‌رسد: حالا که خودت را دیده‌ای، آیا به خودت باور داری؟

هفت روایت تاریخی از هفت جام با چشم سوم

۲) فرانسه ۱۹۹۸ | جام اعتماد

هر آینه‌ای، اگر جدی گرفته شود، سرانجام به یک پرسش می‌رسد: حالا که خودت را دیده‌ای، آیا به خودت باور داری؟

برای فوتبال ایران، فاصله میان آرژانتین ۱۹۷۸ و فرانسه ۱۹۹۸ فقط بیست سال نبود؛ فاصله میان شناختن و باور کردن بود. در این دو دهه، کشور از انقلاب و جنگ گذشت، فوتبال بارها از نو ساخته شد و نسل‌های مختلفی آمدند و رفتند. اما مهم‌تر از همه، رؤیای جام جهانی دوباره زنده شد؛ نه به‌عنوان خاطره‌ای دور، بلکه به‌عنوان امکانی دست‌یافتنی.

صعود تاریخی از ملبورن، نقطه آغاز این بازگشت بود. آن شب که ایران استرالیا را کنار زد، تنها یک سهمیه به دست نیاورد؛ یک انتظار بیست‌ساله را پایان داد. تیم ملی به همان صحنه‌ای بازگشت که روزگاری در آن خود را شناخته بود. اما این بار پرسش متفاوت بود. دیگر مسئله این نبود که ایران کجای فوتبال جهان ایستاده است؛ مسئله این بود که آیا جرأت ایستادن در آن سطح را دارد یا نه.

گروه ایران آسان نبود؛ یوگسلاوی، آمریکا و آلمان. سه حریف با سه روایت متفاوت. اما تفاوت اصلی با آرژانتین ۱۹۷۸ در نام حریفان نبود؛ در ذهنیت ایران بود. تیم ملی دیگر برای تجربه کردن نیامده بود. آمده بود تا ثابت کند حضورش اتفاقی نیست.

بازی نخست برابر یوگسلاوی با شکست یک بر صفر به پایان رسید. نتیجه ناامیدکننده بود، اما تصویر تیم متفاوت به نظر می‌رسید. ایران شکست خورد، اما کوچک دیده نشد. این همان تغییری بود که طی دو دهه شکل گرفته بود؛ ایران دیگر از صحنه بزرگ هراسی نداشت. هنوز کامل نبود، اما دیگر غریبه هم نبود.

اما فرانسه ۱۹۹۸ با مسابقه‌ای دیگر در حافظه فوتبال ایران ماندگار شد؛ دیدار برابر آمریکا.

آن مسابقه چنان زیر سایه سیاست، تاریخ و توجه رسانه‌های جهان قرار داشت که به‌سختی می‌شد آن را صرفاً یک بازی فوتبال دانست. فشار بیرونی عظیم بود، اما ارزش واقعی آن شب در این بود که تیم ملی اجازه نداد وزن بیرون از زمین، سرنوشت درون زمین را تعیین کند

گل حمید استیلی فقط یک گل نبود؛ عبور از یک مرز ذهنی بود. و گل مهدی مهدوی‌کیا فقط پیروزی را تثبیت نکرد؛ باور تازه‌ای را تثبیت کرد. برای نخستین‌بار، ایران در جام جهانی برنده شده بود.

اهمیت آن پیروزی در نام حریف خلاصه نمی‌شود. ارزش واقعی‌اش در این بود که فوتبال ایران برای نخستین‌بار در بزرگ‌ترین صحنه جهان، به توانایی خود استناد کرد. دیگر لازم نبود فقط از استعدادها و ظرفیت‌های پنهان سخن بگوید. یک نتیجه روشن روی تابلو وجود داشت؛ نتیجه‌ای که نشان می‌داد ایران می‌تواند نه فقط حاضر باشد، بلکه پیروز هم شود.

بازی پایانی برابر آلمان با شکست دو بر صفر همراه شد. آلمان همچنان یادآور سطحی بود که ایران هنوز به آن نرسیده بود. اما تفاوت مهم اینجا بود که آن فاصله دیگر دست‌نیافتنی به نظر نمی‌رسید. ایران می‌دانست که راه دشوار است، اما برای نخستین‌بار احساس می‌کرد این راه قابل پیمودن است.

سه بازی، سه امتیاز و حذف از مرحله گروهی؛ روی کاغذ دستاوردی خارق‌العاده نبود. اما جام‌های جهانی همیشه با جدول معنا نمی‌شوند. بعضی تورنمنت‌ها نتیجه را تغییر می‌دهند و بعضی ذهنیت را. فرانسه ۱۹۹۸ از جنس دوم بود.

آرژانتین به فوتبال ایران آموخته بود که برای رسیدن به سطح جهانی چه فاصله‌ای وجود دارد. فرانسه به آن آموخت که این فاصله، هرچقدر هم دشوار، غیرقابل عبور نیست.

فرانسه ۱۹۹۸ جامِ معجزه نبود؛ جامِ اعتماد بود.

فوتبال ایران در آن تابستان برای نخستین‌بار فهمید که در بزرگ‌ترین صحنه جهان، فقط حق حضور ندارد؛ حق رقابت و حق پیروزی هم دارد. آرژانتین ما را با جهان آشنا کرد؛ فرانسه ما را با توانایی خودمان. و از آن روز به بعد، جام جهانی دیگر رؤیایی دوردست نبود؛ میدانی بود که می‌شد در آن ایستاد، جنگید و برنده شد.

نویسنده: سعید خادمی

ثبت نظر