روایت رسانه مطرحی انگلیسی از دیدار جنجالی الجزایر و اتریش؛ شبیه فوتبال خیابانی بود!
دیدار اتریش و الجزایر تا دقیقه ۶۰ یکی از جذابترین مسابقات جام بود و هر دو تیم با حملات فراوان برای پیروزی تلاش کردند؛ موضوعی که شائبه تبانی را از بین برد. اما پس از تساوی ۲-۲، ریتم بازی به شکل محسوسی افت کرد و آمار شوت و تکل به شدت کاهش یافت.
الیور کی، نویسنده سرشناس ورزشی رسانه معتبر اتلتیک در تحلیل خود مینویسد:
برای حدود یک ساعت، بازی کاملاً تهاجمی، رفتوبرگشتی و جذاب دنبال شد. هر دو تیم موقعیتهای باکیفیتی خلق کردند که گلهای زیبای بلغالی و زابیتسر از جمله آنها بود. فرصتهای خطرناک دیگری هم از دست رفت تا مشخص شود هر دو تیم برای برد وارد زمین شدهاند و فرضیه بازی نمایشی کاملاً باطل است.
اما پس از ثبت نتیجه ۲-۲، جریانبازی با افتی فاحش روبرو شد. نگاهی به آمارهای جالب بازی این موضوع را به خوبی اثبات میکند. در یک ساعت نخست بازی شاهد این آمار بودیم:
• ۱۷ شوت (الجزایر ۱۱، اتریش ۶)
• ۱۹ تکل (الجزایر ۱۲، اتریش ۷)
اما در بازه زمانی دقیقه ۶۰ تا ۹۰ اوضاع کاملاً تغییر کرد:
• تنها ۲ شوت زده شد!
• فقط ۳ تکل موفق به ثبت رسید (که هر سه سهم اتریش بود)
در شرایطی که بازیکنان دیگر فشاری روی توپ نمیآوردند، پاسهای اشتباه به حداقل رسید. با ورود به وقتهای تلفشده، تماشاگران حاضر در ورزشگاه که از این روند خسته شده بودند، شروع به هو کردن و سوت زدن کردند.
در نهایت الجزایر پس از یک مالکیت طولانی و بیثمر، ناگهان دست به حمله زد و محرز در دقیقه ۹۳ گل برتری را زد.
این یک انتقام تاریخی از اتفاقات بازی خیخون بود؟ همه چیز به این سمت میرفت، اما در آخرین ثانیهها کالایجیچ با یک گل تماشایی بازی را مساوی کرد تا شبی عجیب، گیجکننده و تاریخی رقم بخورد.
به عنوان یک فوتبالیست حرفهای، حتی در پست دفاع راست، رفیق بلغالی در طول دوران بازی خود گلهای زیادی در سطوح مختلف به ثمر رسانده است؛ اما این گل تساوی در حساسترین بازی زندگی این بازیکن ۲۴ ساله، یک استثنای مطلق بود.
در حالی که تنها یک دقیقه به پایان نیمه اول باقی مانده بود، خطر خاصی روی دروازه اتریش احساس نمیشد. یک ارسال بلند در حال خروج از خط طولی بود و فیلیپ مونه، مدافع اتریش، صرفاً توپ را هدایت میکرد تا به بیرون برود. اما در کمال ناباوری، توپ با شدتی عجیب به پرچم کرنر برخورد کرد و به داخل زمین برگشت! طبق قوانین فوتبال نیز بازی باید ادامه پیدا میکرد.
ریاض محرز سریعتر از همه به این توپ سرگردان واکنش نشان داد و صاحب توپ شد. مونه که غافلگیر شده بود، تلاش کرد با تکلی شبیه به فنون راگبی او را متوقف کند، اما داور به درستی آوانتاژ داد تا توپ به بلغالی برسد. ارسال اول این مدافع توسط خط دفاعی اتریش بلوکه شد، اما همین فرصت مجدد به او جسارت داد تا با یک سرتوپ تماشایی مدافع مستقیمش را محو کند و با ضربهای سنگین از زاویهای کاملاً بسته، طاق دروازه الکساندر شلاگر را فرو بریزد.
این گل بیشتر شبیه به فوتبال خیابانی و زمینهای خاکی بود؛ شلوغ، غیرقابل پیشبینی و به غایت جذاب. اما برای ایران که با بیم و امید این بازی را دنبال میکرد، این گل حکم آغاز یک کابوس تیره را داشت.
این سناریوی تلخ برای ایران چه معنایی دارد؟
بعد از گل سوم اتریش در خیابانهای تهران، نام کالایجیچ با حسرت و عصبانیت زمزمه میشود، بازیکنی که پیش از آن شاید حتی نام او را هم نشنیده بودند، ایران برای صعود تاریخی خود به هر نتیجهای غیر از تساوی نیاز داشت. گل دقیقه ۹۳ ریاض محرز، در آن لحظات ایران را مسافر مرحله حذفی کرده بود و اتریش را در آستانه وداع با جام قرار میداد.
اما این پایان اتفاقات عجیب و غریب نداشت، اتریش که چیزی برای از دست دادن نداشت، با تمام نفراتش جلو کشید. ارسال بلند به درون محوطه جریمه الجزایر با ضربه سر دوباره به محوطه انتقال داده شد و مقابل پای ساشا کالایجیچ قرار گرفت؛ مهاجم تنومند وولورهمپتون با ضربه سری چکشی، توپ را از بین مدافعان و دروازهبان عبور داد تا بازی در دقیقه ۹۶ به تساوی ۳-۳ کشیده شود.