وقتی بلژیک و مصر برای ایران بازی کردند
در شبی که شیاطین سرخ اروپا و فراعنه نیل در ورزشگاه مرسدسبنز آتلانتا به تقسیم امتیازات رضایت دادند، برندهٔ واقعی این نمایش پرتنش تیمی بود که فرسنگها دورتر، جدول گروه را با لبخندی از سر رضایت تماشا میکرد.
یک بر یک؛ نتیجهای که روی کاغذ برای بلژیک و مصر «توقف» بود، اما برای ایران حکم یک «شتابدهنده» را داشت.
بازی با همان عطش همیشگی حسام حسن آغاز شد؛ مصرِ او دیگر آن تیم محتاط و تدافعی سالهای گذشته نیست. آنها با ایمانی راسخ به ساقهای محمد صلاح و نبوغ امام عاشور، از همان ابتدا قلب دفاع بلژیک را هدف گرفتند. پاس گل صلاح و ضربه تمامکننده عاشور تنها یک گل نبود؛ فرو ریختن ابهت تیمی بود که سالهاست با برچسب «نسل طلایی» بار سنگینی را به دوش میکشد. برای لحظاتی بلژیکِ رودی گارسیا شبیه غولی به نظر میرسید که راه خانه را گم کرده است؛ سرگردان میان پاسهای کوتاه دیبروینه و بنبستی که مصطفی شبیر در خط دروازه مصر ساخته بود.
اما فوتبال، بازیِ جزئیات بیرحم است. در شبی که کوین دیبروینه با برخورد توپش به تیر دروازه با بدشانسی دستبهگریبان بود و تیبو کورتوا با واکنشی فوقالعاده مانع از دوگله شدن مصریها شد، یک تعویض همهچیز را تغییر داد. ورود روملو لوکاکو نه فقط یک تغییر تاکتیکی، بلکه دگرگونی در اتمسفر مسابقه بود. حضور سنگین او در دهانه دروازه چنان لرزهای بر پیکر دفاع مصر انداخت که گل تساوی، نه با ضربه او، که با فشار روانی حضورش و اشتباه مدافع حریف رقم خورد. لوکاکو ثابت کرد گاهی برای تغییر سرنوشت حتی لمس توپ هم لازم نیست؛ سایهٔ او برای تسلیم کردن مصر کافی بود.
این نبرد همتراز و پرفشار بیش از آنکه کیفیت فنی دو تیم را به رخ بکشد، بنبست استراتژیک آنها را عیان کرد. بلژیکِ پیر و مصرِ پرنوسان هر دو نشان دادند در لحظات بحرانی بیش از حد به نبوغ فردی ستارههایشان وابستهاند.
برای ایران اما این نتیجه بهترین سناریوی ممکن بود. در گروهی که هر امتیاز حکم طلا را دارد، از دست رفتن دو امتیاز برای هر دو رقیب اصلی در گام نخست جاده صدرنشینی را هموار کرد. حالا توپ در زمین ماست؛ جایی که باید از این تساوی پلی ساخت به سوی صعودی زودهنگام. در فوتبال همیشه لازم نیست خودت برنده باشی تا جلو بیفتی؛ گاهی کافی است رقبایت در میانه راه یقهٔ یکدیگر را رها نکنند.