عربستان - اروگوئه؛ ۹۰ دقیقه برای تغییر روایت فوتبال آسیا
جام جهانی فقط جدول و آمار نیست؛ صحنهای است که روایتهای قدیمی در آن ترک برمیدارند.
گاهی نه با یک قهرمانی، بلکه با یک مسابقه و حتی با یک امتیاز. دیدار عربستان و اروگوئه از همان شبهایی بود که ارزشش خیلی زود از عدد «یک» کنار نام عربستان عبور کرد و به معنایی بزرگتر رسید؛ لحظهای که یک تیم آسیایی حاضر نشد نقش از پیش نوشتهشده را بازی کند.
روی کاغذ، همهچیز به سود اروگوئه بود؛ تیمی با پیشینهای سنگین در تاریخ فوتبال، با بازیکنانی که سالها در بالاترین سطح اروپا آزموده شدهاند و با مربیای که تیمش را بر پایه فشار، مالکیت و حمله ساخته است. در سوی دیگر، عربستان ایستاده بود؛ تیمی که هنوز بسیاری آن را با همان تصویر قدیمی فوتبال آسیا میسنجند: پرتلاش، اما شکننده وقتی پای قدرتهای بزرگ به میان میآید.
اما فوتبال بار دیگر نشان داد میان «نام» و «نمایش»، همیشه خط مستقیمی کشیده نمیشود.
عربستان مالکیت توپ را واگذار کرد و فرصتهای کمتری ساخت، اما مهمترین دارایی خود را حفظ کرد؛ شخصیت تیمی. از نخستین دقیقه تا آخرین ثانیه از نقشه بازیاش خارج نشد. زیر فشار رفت، اما از هم نپاشید؛ عقب نشست، اما زمین را خالی نکرد.
گل عربستان حاصل یک حمله طولانی و پرزرقوبرق نبود؛ محصول استفاده بیرحمانه از یک فرصت ساده بود. همان مهارتی که سالهاست مرز میان تیمهای بزرگ و دیگران را تعیین میکند؛ اینکه از یک کرنر معمولی، در بزرگترین تورنمنت جهان، سند یک امتیاز بسازی.
در کانون این مقاومت، محمد العویس ایستاده بود. واکنشهای او فقط چند مهار تماشایی برای خلاصه مسابقه نبود؛ هر سیو ضرباهنگ بازی را تغییر میداد و به همتیمیهایش یادآوری میکرد که هنوز مجوز فروپاشی صادر نشده است. دروازهبان عربستان بیش از آنکه از چهارچوب دروازهاش محافظت کند، از ستون فقرات روحی تیمش پاسداری کرد.
با این حال، ارزش این تساوی را نمیتوان تنها به درخشش العویس تقلیل داد. آنچه در میامی دیده شد، حاصل انضباط تاکتیکی، تمرکز ذهنی و پذیرش دقیق نقش هر بازیکن در ساختار تیم بود. عربستان برای نمایشهای فریبنده وارد زمین نشده بود؛ برای گرفتن نتیجه آمده بود و در اجرای برنامهاش نه از فشار حریف ترسید و نه از عقبنشینی حسابشده شرم کرد.
اهمیت این مسابقه اما وقتی بیشتر دیده میشود که آن را در قاب بزرگتر فوتبال آسیا قرار دهیم. سالها، حتی زمانی که تیمهای این قاره بازیهای قابل قبولی ارائه میکردند، در لحظههای سرنوشتساز فرو میریختند؛ یک اشتباه، یک گل، چند دقیقه آشفتگی، و تمام رشتهها پنبه میشد. حالا اما نشانههای دیگری دیده میشود؛ تیمهایی که میتوانند زیر فشار بمانند، تمرکز خود را حفظ کنند و تا آخرین دقیقه برای نتیجه بجنگند. نه از سر هیجان لحظهای، بلکه با اطمینان از نقشهای که از رختکن با خود آوردهاند.
البته یک مسابقه معیار نهایی سنجش قدرت هیچ قارهای نیست. همانقدر که ستایش افراطی یک تساوی سادهلوحانه است، بیاعتنایی به پیام آن هم نوعی سادهسازی واقعیت است. عربستان مقابل اروگوئه فقط یک امتیاز نگرفت؛ نشان داد فوتبال آسیا دیگر برای سهمیه قدیمی «شکست آبرومندانه» به جام جهانی نمیآید. امروز نمایندگان این قاره با این ذهنیت پا به زمین میگذارند که میتوانند معادلات گروه را برهم بزنند و نامهای بزرگ را وادار به حسابکشی کنند.
شاید هنوز برای سخن گفتن از تغییر موازنه قدرت در فوتبال جهان زود باشد، اما یک واقعیت را دیگر نمیتوان نادیده گرفت: فوتبال آسیا آرام و بیسروصدا جایگاه خود را در بزرگترین صحنه فوتبال جهان جابهجا میکند.
و تاریخ فوتبال یک قاره همیشه با فتح یک جام آغاز نمیشود؛ گاهی از شبی شروع میشود که یک تیم تصمیم میگیرد دیگر به سهمیه همیشگی «شکست آبرومندانه» قانع نباشد.