پیاتزا و تصمیمی که والیبال ایران را به چالش کشید
فصل پرچالش تیم ملی والیبال ایران با نتایج نه چندان مطلوب در لیگ ملتها و ناکامی در کسب قهرمانی آسیا و سهمیه مستقیم ز به پایان رسید؛ نتایجی که تصمیمهای روبرتو پیاتزا و مسیر انتخابشده برای آینده تیم ملی را زیر ذرهبین برده است.
مهمترین تورنمنتهای والیبال ایران در سال ۲۰۲۶ به پایان رسید؛ سالی که روبرتو پیاتزا تصمیم گرفت پروژه جوانگرایی را جدیتر از همیشه دنبال کند، اما حاصل آن در دو رقابت مهم چندان مطابق انتظار نبود. لیگ ملتها با نتایجی دور از انتظار به پایان رسید و در قهرمانی آسیا نیز ایران هم قهرمانی و هم سهمیه مستقیم المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس را از دست داد.
پیاتزا در دومین سال حضورش روی نیمکت ایران، تغییر نسل را با شیبی تند دنبال کرد و درحالیکه میشد نفراتی مانند میلاد عبادیپور، سیدمحمد موسوی، امیر غفور و آرمان صالحی در تیم ملی حضور داشته باشند و دوستداران و علاقهمندان والیبال هم دنبال آن بودند، حضورشان میسر نشد. بسیاری از علاقهمندان انتظار داشتند این جوانگرایی تدریجیتر انجام شود و چند بازیکن باتجربه در کنار نسل جدید باقی بمانند تا تیم در مسابقات بزرگ از تجربه آنها استفاده کند.
تصمیم پیاتزا البته به معنای بیاستعداد بودن نسل جدید نیست. بازیکنانی مانند پوریا حسینخانزاده، مرتضی شریفی، علی حقپرست و محمد ولیزاده نشان دادند که ظرفیت تبدیلشدن به مهرههای مهم آینده والیبال ایران را دارند. مشکل اما در لحظاتی بود که تیم به تجربه نیاز داشت؛ جایی که چند امتیاز حساس از دست رفت و برتریهای بهدستآمده حفظ نشد. موضوعی که خود پیاتزا نیز در مقاطع مختلف از آن گلایه کرد.
جوانگرایی شمشیر دو لبه است؛ اگر درست و مرحلهبهمرحله اجرا شود، میتواند تیمی بسازد که سالها برای والیبال ایران نتیجه بگیرد، اما اگر تمام بار یک تیم جوان روی دوش خودش گذاشته شود، هزینه آن میتواند در مسابقات بزرگ نمایان شود. سؤال اصلی همینجاست؛ آیا برای ساختن آینده، لازم بود تجربه تا این اندازه از تیم ملی فاصله بگیرد؟
از سوی دیگر، نمیتوان تمام مشکلات فصل را به جوانگرایی نسبت داد. تیم ملی در بخشهایی از مسابقات نشان داد از نظر فنی توانایی رقابت با حریفان قدرتمند را دارد و حتی در قهرمانی آسیا تا فینال پیش رفت، اما در نهایت نتوانست از فرصتهایش استفاده کند؛ بنابراین بحث اصلی، کنارگذاشتن جوانها نیست؛ بلکه چگونگی ترکیب استعدادهای تازه با تجربهای است که میتوانست در لحظات حساس به کمک تیم بیاید.
حالا مهمترین تصمیم با فدراسیون والیبال است. باید مشخص شود این پروژه با همین رویکرد ادامه پیدا میکند یا تغییراتی در سیاستهای فنی تیم ملی شکل خواهد گرفت. در کنار این موضوع، آینده حضور پیاتزا نیز باتوجه به اتفاقات و صحبتهای اخیر در هالهای از ابهام قرار دارد و اگر همکاری دو طرف به پایان برسد، سرمربی بعدی باید درباره ادامه مسیر جوانگرایی و بازگرداندن بخشی از تجربه به تیم ملی تصمیم بگیرد.
والیبال ایران حالا در نقطهای حساس قرار دارد؛ نسل جدید فرصت میخواهد، اما تیم ملی هم نمیتواند همیشه هزینه این تجربهاندوزی را با از دستدادن جام و سهمیه المپیک پرداخت کند. هنر فدراسیون در فصل آینده این خواهد بود که میان ساختن آینده و نتیجهگرفتن در امروز تعادل ایجاد کند.