به احترام علی دایی روی نیمکت نمینشینم
از امروز بنا داریم بخشهایی از مصاحبههای خاطرهساز فوتبال ایران را که به قلم بنده در رسانههای مختلف منتشر شده است، مرور کنیم.
این گفتوگو ۱۰ سال قبل در رسانه «ورزش سه» با محمد مایلیکهن انجام شد. سرمربی وقت ملوان که دغدغه ساختن فرهنگی تازه در فوتبال، یکی از مهمترین وجوه شخصیت حرفهای او را شکل میدهد، در این مصاحبه اختصاصی صحبتهایی مطرح کرد که از مهمترین نظرات و دیدگاههای او درباره فوتبال ایران بود.
اگر فرزند شما هم سرباز شود، ترجیح میدهید در لیگ برتر باشد!
درباره حضور عالیشاه و نوراللهی در تیم تراکتورسازی و اینکه چرا یک سرمربی مانند من، با وجود حضور در تیمی نظامی، اجازه میدهد این بازیکنان راهی تیم لیگ برتری شوند، باید از شما سؤالی بپرسم. اگر این بازیکنان فرزندان شما بودند، فرزندتان را به تیم لیگ برتری با امکانات و دریافتی بالا میفرستادید یا یک تیم لیگ دسته اولی با امکانات بسیار اندک؟
انتقال بازیکنان سرباز به فوتبال ایران ضرر میزند
اینکه تعیین شود هر بازیکنی در کدام باشگاه به کار گرفته شود نیز به قواعد و قانون عمومی در این تیمها برمیگردد. کار به جایی رسیده که من بهعنوان سرمربی نمیتوانم از این روند در تیم خودم منتفع شوم، اما در تیمی دیگر چنین برداشتی از حاصل فنی تیمهای دیگر میشود. من کل این ماجرا را دارای خدشه میدانم و اعتقاد دارم این روند برای فوتبال ما ضرر ایجاد میکند.
هر بازیکن سرباز باید در تیم خودش باقی بماند
به نظر من وقتی قرار است بازیکن در دوران سربازی به یک تیم معمولی که فقط اسمش نظامی است برود، بهتر است در تیم خودش بماند و هر سال مبلغی از تیم موردنظر به سازمان نظام وظیفه پرداخت شود. مگر تیمی مثل پرسپولیس ندار است و نمیتواند مثلاً سالی ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون به نظام وظیفه بدهد و از بازیکنش که حق استفاده از او را هم دارد، بهره ببرد؟
قطعاً من در رابطه با تمام فوتبال ایران صحبت میکنم. از من پرسپولیسیتر مگر داریم؟ من از بهمن ۵۴ تا بهمن ۶۸ یکسره در پرسپولیس بودهام. با این حال، درباره کل فوتبال حرف میزنم.
در دوران ما هم فوتبالیستها باید به تیمهای نظامی میرفتند
در دوران ما بازیکنها به تیمهای نظامی آن دوران، مثل پاس که تیم شهربانی بود و عقاب و ملوان که تیمهای نیروی دریایی و هوایی بودند، میرفتند. البته در آن دوران بعضی از بازیکنان مانند مرحوم حجازی به تیمهای نظامی نرفتند. مدیر تیم تاج، پرویز خسروانی، خودش بالای قانون بود و فرمانده ژاندارمری بود، اما بقیه بچهها در سن خدمت از تیمها میرفتند. مثلاً یادم هست اکبر میثاقیان و ابوالفضل مزدستان برای خدمت سربازی به تیم ملوان رفتند.
یک بازی به دلیل خدمت سربازی سه بر صفر بازنده شدیم
در دهه ۶۰، البته جنگ تحمیلی هم بود و حسابوکتاب در خدمت نظام وظیفه عمومی جدیتر بود. یک بار ما به خاطر بازیکنی که خدمت نرفته بود، سه بازی بازنده اعلام شدیم و قهرمانی در مسابقات هم از چنگمان رفت.
نیمفصل دوم بازیها متراکم میشود
خدا را شکر وضعیت تیم بسیار خوب است، اما نیمفصل دوم کار بسیار سختتر میشود و مسابقات در این دور بهشدت متراکم خواهد شد. در تیم امسال ملوان خوشبختانه با عمل کردن به یکسری اصول، جایگاهی برای فرهنگ فوتبال تعبیه کردیم و به آن عمل کردیم.
ما اعتقاد داشتیم فوتبال تنها نتیجه گرفتن داخل زمین نیست. فوتبال ورزشی است که همه ما در آن دخیل هستیم و همه از آن لذت میبریم. البته در بُعد نتیجهگیری داستان متفاوت است!
با رعایت اخلاق باید دور سفره فوتبال بنشینیم
سالها پیش گفته بودم بعد از قاچاق مواد مخدر، فوتبال دومین صنعت پولساز دنیاست و همه ما بهعنوان دستاندرکاران این ورزش باید با رعایت اخلاق دور سفره فوتبال بنشینیم و پول حلال به دست بیاوریم.
هنوز هم اعتقاد دارم فوتبال آنقدر ظرفیت عمیقی دارد که ما میتوانیم ضمن بازی کردن و احتمالاً موفق بودن یا حتی ناموفق بودن، از آن لذت ببریم و فرهنگ فوتبال را در جامعه تسری بدهیم.
ایرادی ندارد که زبالههای کنار ساحل را جمع کنیم
هیچ ایرادی ندارد که بازیکنان تیم ملوان در راستای همین اعتقاد کنار دریا بروند و زبالهها را جمعآوری کنند. امروز بازیکنان تیم ما با یک نایلکس بزرگ کنار ساحل رفتند و زبالهها را جمع کردند!
این اتفاق نهتنها روی بازیکنان، بلکه روی تماشاگران هم تأثیر میگذارد. چند روز قبل از تماشاگران خوب تیم خواستیم پوست تخمه آفتابگردان را در یک کیسه بریزند تا ورزشگاه کثیف نشود. یکی از تماشاگران گفت لذت خوردن تخمه در بازی این است که پوستش را پرت کنی! من هم گفتم اینها تنها به عادت رفتاری برمیگردد.
بعد مشاهده کردیم که میزان زباله ناشی از تخمه در ورزشگاه ما نصف شده است.
در بازیهای رسمی کمترین تنش را داشتیم
این اتفاق در بازیهای رسمی هم جواب میدهد. ما در بازی ملوان و سپیدرود که مهمترین بازی فوتبال تاریخ گیلان است و امسال برای اولین بار بعد از سالها برگزار شد، کمترین تنش و مشکل را داشتیم. این به خاطر نوع رفتار بازیکنان و تماشاگران ماست.
برخی بیاخلاقیها در فوتبال را میفهمم، اما چیزی نمیگویم
البته میدانم گاهی اوقات جامعه فوتبال با ما همآوایی نمیکند. مثلاً من متوجه میشوم شب بازی ملوان و خونهبهخونه، یکباره محرومیت بازیکن تیم حریف لغو میشود. همین حالا میدانم از چه کانالی این بیاخلاقی انجام شده، ولی چیزی نمیگوییم. به هر حال جامعه فوتبال تحت تأثیر این منطق قرار خواهد گرفت.
وقتی به داور خستهنباشید گفتم، بهتزده شد
بازی تراکتورسازی و ملوان در جام حذفی را باختیم. داور دو پنالتی صددرصد برای ما نگرفت، اما وقتی من به سمت داور رفتم و به او خستهنباشید گفتم، بهتزدگی را در صورت او دیدم.
حتی از داور بابت اندک اعتراض بازیکنان عذر خواستم. داور باورش نمیشد، اما به هر حال تحت تأثیر قرار گرفت!
از نگاه بعضیها، حرف حق زدن پرخاشگری است
حال در این میان بعضیها رفتارهای من را پرخاشگرانه میدانند. میدانید چرا؟ به این خاطر که از نگاه آنها حرف حق زدن و صراحتگویی پرخاشگری است و اخلاقی رفتار کردن، رفتاری عجیب است!
عربستانیها با ناداوری پیروز شدند، اما به آنها تبریک گفتیم
ما در سال ۷۵ در بازی اول برابر عربستان سه بر صفر پیروز شدیم. در بازی نیمهنهایی داور یک گل درست ما و یک پنالتی برایمان نگرفت. با وجود همه این حقکشیهای آشکار و در دورانی که مثل حالا روابط کشورمان با عربستانیها زیاد خوب نبود، به رختکن حریف رفتیم و به آنها خستهنباشید و تبریک گفتیم.
اینجاست که غلبه بر نفس و پهلوانی، طبق دستور مولا علی (ع)، بُعد عملی و رفتاری به خود میگیرد و از قالب شعار خارج میشود و ما را به بااخلاقترین تیم آسیا تبدیل میکند. ما در سال ۱۹۹۲ در جام جهانی فوتسال هم بااخلاقترین تیم مسابقات شدیم.
دایی بخش لاینفک تاریخ فوتبال ایران است
من کاری به رفتار علی دایی در سالهای اخیر و روابط شخصی خودم با او ندارم، اما علی دایی، چه من بخواهم و چه نخواهم، بخشی لاینفک از تاریخ فوتبال ماست. دایی رکورددار فوتبال ما و جهان است و برای فوتبال ما آبرو خریده است. توهین کردن به او از ابتدا تا انتهای بازی، یک حرکت مطرود است.
مربیان لیگ برتری باید به حرمت دایی روی نیمکت ننشینند
باید با رفتاری عملی این حرکت را محکوم کرد. من فکر میکنم کانون مربیان فوتبال میتوانست در حرکتی هماهنگ از مربیان لیگ برتر دعوت کند به حرمت علی دایی یک بازی روی نیمکت تیمهای خود ننشینند.
حاضرم به احترام دایی روی نیمکت ننشینم
از کانون مربیان بگذریم؛ این نظر و پیشنهاد من، محمد مایلیکهن است که حاضرم به حرمت علی دایی یک بازی روی نیمکت ننشسته و این را از همه همکاران خودم هم بخواهم!
یک روز که برنامه لیگ برتر و لیگ دسته اول به هم نزدیک بود، میشد و حالا از این به بعد هم میشود با حرکتی هماهنگ، مربیان از نشستن روی نیمکتها خودداری کنند.
بعضیها در جامعه الگو هستند، اما بهراحتی خلاف میکنند
چند وقت پیش با یکی از دوستان ملاقات کردم و برای رفتن به جایی سوار اتومبیلش شدم. دیدم کمربند نبسته است. از او که خیلی معروفتر و شناختهشدهتر از من در جامعه است، خواستم کمربندش را ببندد، اما او که از عزیزان بانجابت فوتبال ماست گفت: «نه حاجی، ولش کن. پلیسها ما را جریمه نمیکنند و تازه اگر جریمه هم کنند، میروم و یک دقیقه همه خلافی را صفر میکنم!»
وقتی این عزیز چنین اعتقادی درباره رفتاری که باید الگو و فرهنگ باشد دارد، چه انتظاری دارید من حرف حق بزنم و جامعه در حرکتی سمبلیک، خودش و واقعیتهایش را با اصول من هماهنگ کند؟
توهین به دایی، توهین به کل فوتبال است
خیلی از رفتارها ممکن است سمبلیک باشد. درباره علی دایی هم اعتقاد دارم این حرکت سمبلیک باید انجام شود. توهین به علی دایی، توهین به کل جامعه فوتبال است؛ توهین به مربی و بازیکن و حتی داور است.
چرا باید به علی دایی توهین شود؟ او چه کرده جز اینکه در ۲۰ سال گذشته فوتبال ما را به دنیا شناسانده و اگر امروز در فوتبال دنیا ما را میشناسند، به خاطر آدمهایی مثل همین علی دایی بوده است.
خاطرهای از محسن خلیلی
من محسن خلیلی را از امیدهایمان آوردم و یک ۱۰ دقیقهای در سال ۸۰ به او بازی دادم. امیدوار بودم آنقدر تلاش کند که هفته بعد ۱۰ دقیقه را بکنم ۱۵ دقیقه و ۳۰ دقیقه، اما دیدم او در زمین از جایش تکان نمیخورد.
به او اعتراض کردم و گفتم چرا تلاش نکردی. جواب داد: «حاجی، کفشهایم تنگ بود.» به او گفتم: «تو که بازیکن حرفهای هستی و ۲۰ سالت هم شده، هنوز نمیدانی چه کفشی باید بپوشی؟»
به محسن گفتم برگرد سر تمرین تیم امیدها و هر وقت بزرگ شدی، برگرد تیم بزرگسالان. او هم سرش را پایین انداخت و رفت و چند روز دیگر برگشت و شد محسن خلیلی.
او در همین بازی، ۱۵ سال قبل، در ۲۰ سالگی به استقلال گل زد و بعدها در دربی رفت و برگشت به استقلال گل زد و آقای گل شد. اگر آن مصدومیت برایش پیش نمیآمد، آمار عملکردش بسیار بهتر هم میشد.