از پیراهن فیک رونالدو تا رؤیای رئال؛ زندگی باورنکردنی یان دیومانده
گاهی پشت یک انتقال بزرگ، داستانی پنهان است که از خود فوتبال جذابتر به نظر میرسد.
یان دیومانده، وینگر جوان ساحل عاج که این روزها نامش در کنار رئال مادرید شنیده میشود، یکی از همان فوتبالیستهایی است که مسیر رسیدن به قله را از جایی آغاز کرد که کمتر کسی تصورش را میکند.
او در کودکی نه لباس اصل منچستریونایتد داشت و نه امکانات یک فوتبالیست آیندهدار. تنها داراییاش یک پیراهن تقلبی بود که با ماژیک روی آن نوشت «رونالدو ۷». همان پیراهن برایش کافی بود تا هر شب خودش را جای کریستیانو رونالدو تصور کند و به آیندهای فکر کند که برای بسیاری دستنیافتنی بود.
زندگی دیومانده اما خیلی زود رنگ سختی به خود گرفت. او در ۹ سالگی از خانواده جدا شد تا فوتبال را جدی دنبال کند و سالهایی را پشت سر گذاشت که گاهی گرسنگی، بخشی از زندگی روزمرهاش بود. بعدها برای ادامه تحصیل و فوتبال راهی آمریکا شد، اما نه زبان انگلیسی میدانست و نه توانست در تست باشگاههای مختلف اروپا قرارداد بگیرد. بورنموث، چلسی، کریستال پالاس، رنجرز و المپیاکوس او را امتحان کردند، اما هیچکدام حاضر به جذبش نشدند. حتی با پایان اعتبار ویزایش مجبور شد دوباره به آفریقا برگردد.
سرنوشت اما یک فرصت دیگر برای او کنار گذاشته بود. لگانس به او اعتماد کرد و همان قرارداد، نقطه شروع دوران حرفهایاش شد. با این حال، درست زمانی که تصور میکرد همه چیز در مسیر درست قرار گرفته، بزرگترین ضربه زندگیاش از راه رسید؛ خبر مرگ خواهر ۱۵ سالهاش، روکسان. اتفاقی که به گفته خودش باعث شد دیگر هیچوقت مثل گذشته احساساتش را بروز ندهد.
دیومانده بعدها اعتراف کرد که تمام موفقیتهایش را به خواهرش تقدیم میکند؛ خواهری که اولین مشوق او بود و همیشه باور داشت روزی برادرش به بالاترین سطح فوتبال دنیا خواهد رسید. حتی نخستین بازی او برابر رئال مادرید هم با یک خاطره خاص همراه شد؛ مسابقهای که پس از آن توانست پیراهنش را با کیلیان امباپه عوض کند؛ ستارهای که زمانی فقط از پشت صفحه تلویزیون او را تماشا میکرد.
با وجود پیشرفت سریع، سبک زندگی او تفاوتی با بسیاری از ستارههای جوان فوتبال دارد. دیومانده میگوید هیچوقت دنبال ثروت نبوده و در نخستین سالهای حضورش در اسپانیا تقریباً تمام درآمدش را برای خانواده میفرستاد. زندگی ساده، تمرکز کامل روی فوتبال و نظم مثالزدنی در تمرینات، ویژگیهایی بود که حتی در لایپزیش باعث شد همتیمیهایش لقب «آلمانی» را به او بدهند.
شاید امروز همه درباره انتقال احتمالی او به رئال مادرید صحبت کنند، اما داستان واقعی یان دیومانده خیلی قبلتر آغاز شده بود؛ از پسری که با یک پیراهن فیک رونالدو، در تاریکی شب فوتبال تماشا میکرد و رؤی را میساخت که حالا در آستانه تحقق است.