تیم منتخب ستارگان فوتبال رزمنده؛ از مستطیل سبز تا بهشت برین
در دوران دفاع سوم ۴۰ روزه، مطلبی را تحت عنوان «تیم منتخب رزمندگان دفاع مقدس هشتساله برابر عراق» نوشته و امروز در اولین روز از هفته دفاع مقدس این مطلب را بازنشر میکنم و امیدوارم این مطلب مورد توجه شما عزیزان واقع شود.
تیم منتخب رزمندگان ایران
جنگ ایران و عراق طولانیترین جنگ متعارف قرن بیستم بود (جنگ آمریکا و ویتنام در طبقهبندی جنگها، جنگ متعارف محسوب نمیشود) و منافع کشورهای مختلفی را به خطر انداخت. این جنگ در ایران به دفاع مقدس و در عراق دوران جنگ به قادسیه صدام موسوم بود. بسیاری از ورزشکاران در دوران دفاع مقدس هشتساله برای دفاع از کیان و اعتبار ایران به میدان جنگ رفتند و جنگاوران لایق این جبهه جنگ شدند.
جنگ اخیر ایران با آمریکا و رژیم اشغالگر قدس، جنگ معمول زمینی نبود که شاهد حضور جنگاوران ورزشکار باشد. این جنگ بیشتر یک رویارویی تمامعیار، یک جنگ استراتژیک و مبتنی بر دانش پرتابهها و جنگندههای هوایی بود، اما این اتفاق، روزهای تاریخی و خاطرهساز دوران دفاع هشتساله را در اذهان زنده میکند.
این شما و این ستارههای فوتبال که در جنگ هشتساله به جای دویدن در زمین فوتبال، راهی جبهههای حق علیه باطل شدند.
دروازهبان: سنگربان شهید
شهید ابوالفضل پارسا: در بازی استقلال و بانک ملی سال ۶۴ که برنده میدان به نیمهنهایی مسابقات تهران صعود میکرد، در غیاب حافظ طاحونی مصدوم، ابوالفضل جوان دروازهبان تیم بانک ملی تهران بود. او سپس به جبهه رفت و در سال ۶۶ شهید شد. برادر دیگر او، محمد پارسا، در سال ۷۱ دچار آسیب مغزی در میدان فوتبال شد و حالا بیشتر از ۲۳ سال است مصدوم و در بستر است.
مدافعان: کاپیتان منتخب آسیا در جبههها
سردار محمد کوثری: بازیکن خوب تیم فوتبال ابومسلم مشهد بود، ستاره خوبی که بعدها از فرماندهان جنگ شد و هنوز هم فرد مهمی در تصمیمگیریهای نظامی در سپاه پاسداران کشور است.
کاپیتان محمد پنجعلی: بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس که در سال ۱۳۶۵ همراه سپاه یکصدهزار نفری محمد رسولالله به جبهه رفت و بهعنوان موتورسوار لشکر در یک گزارش تلویزیونی هم حضور پیدا کرد.
سرهنگ رحمان احمدی: از مربیان خوب سالهای دهه هفتاد و هشتاد فوتبال ایران که سالها در عضویت تیمهای نظامی بود و در دوران جنگ هم سالها در جبهههای مختلف حضور پیدا کرد. رحمان احمدی در اواخر دوران خدمت، در سازمان نظام وظیفه عمومی حضور داشت و به اهالی فوتبال کمک بسیار هم کرد.
خط میانی؛ جانباز شهید
سعید سلطانیفر: بازیکن خوب تیم فوتبال شاهین که علاوه بر حضور در جبهه، در یکی از فیلمهای دوران دفاع مقدس به نام «تویی که نمیشناختمت» هم بازی کرد. او بعدها به علت عوارض آسیب دوران دفاع مقدس شهید شد.
سرهنگ ناصر شهسواری: هافبک خوب جنوب غرب تهران که مدتی هم در تیم فوتبال همای تهران بازی کرد. او هم در دوران دفاع مقدس در سپاه حضور داشت و از دوستان و همرزمان نزدیک شهید حسن تهرانیمقدم، پدر صنایع موشکی ایران بود.
محمدحسن انصاریفرد: ستاره سابق تیم ملی و پرسپولیس تهران در سال ۵۸، ستاره شاهین تهران در مسابقات جام اسپندی بود، اما بعدها به جبهه رفت و بعد از بازگشت به تهران در تیم تکاور (همایون سابق) بازی کرد، به تیم ملی دعوت شد و به پرسپولیس آمد.
شهید محمدناصر کاظمی: از ستارگان خوب و تحصیلکرده فوتبال تهران بود که بلافاصله بعد از انقلاب، به سپاه رفت. او از ستارگان خوب تهرانی بود که در ۲۰ سالگی در فهرست جوانان تاج در لیگ تخت جمشید قرار داشت، اما بعد از انقلاب، ابتدا فرماندار پاوه و سپس فرمانده سپاه کردستان شد و در سال ۶۱ به شهادت رسید.
خط حمله؛ دو شهید و یک جانباز
جانباز شهید کریم باوی: در ابتدای نبرد ایران و عراق در ۱۷ سالگی به جبهه رفت و تا سال ۶۳ در مناطق جنگی بود و بعد که به کرج آمد و در مسابقات باشگاههای تهران حضور پیدا کرد، بعد از یک نیمه بازی توسط ناصر ابراهیمی به تیم ملی دعوت و از بهترین سرزنان فوتبال ایران شد. او به علت بیماری درگذشته است.
شهید مهدی رضاییمجد: شهید بزرگوار این فهرست و بازیکن تیمهای فوتبال اکباتان تهران و تیم ملی جوانان، همبازی امیر قلعهنویی، مهدی فنونیزاده و مجتبی محرمی بود که در سال ۱۳۶۵ در روزهای پایانی عملیات کربلای ۵ شهید شد و نامی نامدار از خود در میدان جهاد و شهادت باقی گذاشت.
شهید جاویدالاثر حسن غازی: از جوانان اصفهانی بود که در ۱۶ سالگی و در سال ۵۴ کاپیتان تیم جوانان سپاهان بود و به تیم ملی جوانان دعوت شد و با تیم ملی قهرمان آسیا هم شد. او که در سپاهان در حال تبدیل شدن به بازیکنی بزرگ بود، بعد از جنگ به جبهه رفت و فرمانده گردان توپخانه هم شد و در حالی که ۲۴ سال داشت، در عملیات خیبر سال ۶۲ شهید شد و پیکرش برای همیشه در جزیره مجنون باقی ماند.