آقایان مثلا مدیر، فوتبال را روی «آنتن زنده» اداره نمیکنند!
شب گذشته مدیران ارشد فوتبال ایران آن روی خودشان را نشان دادند!
آنچه بامداد سهشنبه در «فوتبال برتر» اتفاق افتاد، فقط یک دعوای تلویزیونی نبود؛ یک تصویر نگرانکننده از وضع مدیریتی فوتبال ایران بود. تصویری که در آن، دو عضو هیئترئیسه فدراسیون فوتبال، به جای آنکه اختلافات خود را در ساختار رسمی فوتبال حل کنند، مقابل میلیونها بیننده به جان هم افتادند و اختلافی مدیریتی را به مجادلهای شخصی تبدیل کردند.
اصل اختلاف میتوانست کاملاً فوتبالی باشد؛ از نحوه مدیریت تیم ملی و ادامه همکاری با امیر قلعهنویی گرفته تا اینکه چه کسی حق دارد درباره تصمیمات فدراسیون اظهارنظر کند. اتفاقاً اختلاف نظر در یک هیئترئیسه نهتنها عجیب نیست، بلکه میتواند نشانه سلامت یک ساختار مدیریتی باشد. آنچه عجیب است، شیوه بروز اختلاف است.
وقتی یک مدیر فوتبال، مدیر دیگری را روی آنتن تلویزیون با اتهامهای سنگین خطاب میکند و طرف مقابل نیز به همان ادبیات پاسخ میدهد، دیگر بحث بر سر یک اختلافنظر مدیریتی نیست. اینجا سؤال اصلی متوجه خودِ ساختار مدیریتی فوتبال است: اگر اعضای هیئترئیسه حرفشان را در جلسه هیئترئیسه نمیتوانند به یکدیگر بزنند، پس هیئترئیسه دقیقاً برای چیست؟
از همه عجیبتر اینکه ماجرا خیلی زود از فوتبال فاصله گرفت. پای گفتوگوهای خصوصی، چتها، تهدید به افشاگری، اتهامهای متقابل و حتی مسائل خانوادگی به میان آمد؛ مسائلی که نه کمکی به حل مسئله فوتبال میکند و نه شأن مدیرانی را که قرار است درباره سرنوشت فوتبال کشور تصمیم بگیرند، حفظ میکند.
اینکه چه کسی چه اتهامی زده، یک مسئله جداگانه است و طبیعتاً اگر اتهامی متوجه فردی شده، مسیر پاسخگویی آن قانون و مراجع ذیصلاح است، نه استودیوی تلویزیون. اما یک پرسش ساده باقی میماند: چرا فوتبال ایران باید شاهد محاکمه شفاهی مدیرانش روی آنتن زنده باشد؟
فوتبال ایران کم مشکل ندارد. تیم ملی در مسیر آمادهسازی است، باشگاهها با انبوهی از مشکلات اقتصادی و مدیریتی دستوپنجه نرم میکنند، فوتبال پایه نیازمند تصمیمهای جدی است و فدراسیون با دهها پرونده و مسئله روبهروست. در چنین شرایطی، انتظار افکار عمومی از مدیران فوتبال، نمایش اختلافات شخصی نیست؛ انتظار، تصمیمگیری، پاسخگویی و حل مسئله است.
اما اتفاق دیشب یک پیام دیگر هم داشت؛ پیامی که شاید از خود دعوا مهمتر باشد: بخشی از مدیران فوتبال ایران هنوز مرز میان «پاسخگویی» و «هیاهو» را جدی نگرفتهاند.
پاسخگویی یعنی مدیر درباره عملکردش توضیح بدهد.
پاسخگویی یعنی اگر تصمیمی گرفته، از آن دفاع کند.
پاسخگویی یعنی اگر اشتباهی رخ داده، مسئولیتش را بپذیرد.
اما اینکه اختلافات شخصی به آنتن زنده کشیده شود، چت خصوصی به عنوان ابزار فشار مطرح شود و طرفین یکدیگر را با اتهامهای سنگین هدف بگیرند، اسمش پاسخگویی نیست؛ این، تبدیل مدیریت به نمایش اختلاف است.
بدتر اینکه مخاطب فوتبال، بیننده عادی یک برنامه سرگرمی نیست. هواداری که پای تلویزیون نشسته، میخواهد بداند درباره تیم ملی، لیگ، باشگاهها و آینده فوتبال چه تصمیمی گرفته میشود. او حق دارد از مدیر فوتبال سؤال کند و پاسخ روشن بگیرد؛ نه اینکه شاهد تسویهحسابهایی باشد که معلوم نیست چرا باید از اتاقهای مدیریتی به آنتن تلویزیون منتقل شوند.
و حالا توپ در زمین مهدی تاج و فدراسیون فوتبال است.
مسئله را نمیتوان با یک «سوءتفاهم بود» یا «اختلاف نظر طبیعی است» تمام کرد. اختلاف نظر طبیعی است؛ این شکل از اختلافنظر طبیعی نیست. اگر اعضای هیئترئیسه با یکدیگر اختلاف دارند، باید جلسه بگذارند، صورتجلسه کنند، رأی بدهند و مسئولیت تصمیمشان را بپذیرند. اگر هم درباره عملکرد یکدیگر ادعایی دارند، مسیر قانونی برای اثبات آن وجود دارد.
هیئترئیسه فدراسیون فوتبال محل صدور حکم درباره آینده فوتبال است، نه محل تولید حاشیه برای برنامههای تلویزیونی.
مدیری که میخواهد برای فوتبال کشور تصمیم بگیرد، باید بداند که هر جملهاش فقط یک جمله شخصی نیست. عنوان، جایگاه و مسئولیتی که پشت نام او قرار دارد، به آن جمله وزن دیگری میدهد.
دیشب فوتبال ایران یک مسابقه را نباخت؛ اما تصویری از مدیریت فوتبال به نمایش گذاشته شد که بازنده اصلی آن، اعتماد افکار عمومی بود.
حالا وقت آن است که فدراسیون به جای مدیریت حاشیه، خودِ مسئله را مدیریت کند. اگر اختلافی هست، حلش کنند. اگر اتهامی مطرح شده، بررسیاش کنند. اگر تخلفی وجود دارد، با آن برخورد شود.
اما اگر قرار باشد هر اختلاف مدیریتی، سر از آنتن زنده دربیاورد و هر مدیر برای پاسخ به مدیر دیگر، بلندگوی تلویزیون را انتخاب کند، دیگر چه نیازی به هیئترئیسه، جلسه، آییننامه و ساختار مدیریتی داریم؟
فوتبال را با میکروفن نمیشود اداره کرد؛ فوتبال مدیر میخواهد، نه جدل تلویزیونی.