از نظر آماری نیز نشانههای این فروپاشی کاملاً مشهود بود. اسپانیا مالکیت میدان را در اختیار گرفت و با برتری عددی رودری و فابیان رویس در میانه میدان، اجازه نداد فرانسه پرس مؤثری اجرا کند. کیلیان امباپه نیز پس از بازی اعتراف کرد تیمش «شلخته» بازی کرده و حتی گفت شاید استفاده از پرس نفر به نفر میتوانست مؤثرتر باشد؛ اعترافی که نشان میدهد خود بازیکنان هم مشکل را بیشتر تاکتیکی میدانند تا فردی.

اما نکته مهمتر این بود که اسپانیا فقط از یک ضعف دفاعی استفاده نکرد؛ ذهن فرانسه را نیز از کار انداخت. هر بار که توپ به سمت راست اسپانیا منتقل میشد، مدافع چپ فرانسه(دینیه) مجبور بود جلو بکشد، هافبک دفاعی برای پوشش جابهجا شود و همین زنجیره، فضای خطرناکی پشت سر آنها ایجاد میکرد. این دقیقاً همان فضایی بود که بازیکنان تکنیکی اسپانیا با پاسهای کوتاه و جابهجاییهای سریع شکار کردند.نکته جالب اینکه فرانسه تا قبل از نیمهنهایی با ۱۶ گل زده و بدون شکست به این مرحله رسیده بود، اما برابر نخستین تیمی که توانست مالکیت و ریتم بازی را از آنها بگیرد، تقریباً از جریان مسابقه حذف شد. امباپه که با ۸ گل یکی از مدعیان آقای گلی بود، برای نخستین بار در مراحل حذفی کاملاً مهار شد و فرانسه نتوانست ساختار هجومی همیشگی خود را به نمایش بگذارد.پاشنه آشیل فرانسه نه امباپه بود، نه خط حمله؛ بلکه شکاف میان دفاع چپ(لوکاس دینیه) و قلب خط دفاعی(ویلیام سالیبا و دیو اوپامکانو) بود؛ شکافی که اسپانیا مانند یک جراح بارها روی همان نقطه تیغ کشید و یک تونل ایجاد کرد تا راهی فینال جام جهانی شود.