سمفونی آقای خاص در سرزمین ماتادورها
«شکستهبالی و گرفتهحالی امانم را ربوده و اگر شنیدید مورینیو مرده، تعجب نکنید.» این واگویههای مردی است که نافش را با قیچی هیاهو بریدهاند.
| فرماندهای که پس از تسخیر دیوانهخانه مستایا، با تب ۴۰ درجه به میان خبرنگاران آمد و ترجیح داد چند کلمه بیشتر حرف نزند.
آقای خاص اینبار به گزارههای لاقید متوسل نشد و ساده و سلیس از جادههای مهآلود پیش رو حرف زد. از حریفانی که سمباده بر اعصاب ساکنان سانتیاگو برنابئو میکشند و منتظر کوچکترین لغزش هستند تا مورینیوی کبیر به بینوای بندگی سربهراه و زانوزده بدل شود.
ژوزه اما با همه بدحالیاش دستبردار نیست و میداند زخم، نمک زندگی است در روزهایی که تصویر جنونزده حریفان تا بن دندان مسلح در آینههای دردار رؤیت میشود. حالا که والنسیا زیر سم اسبان مادرید لگدکوب شده و حالا که والورده، گولر و امباپه پیامآور شور و شبنم لقب گرفتهاند، لابد سوزنبان ۶۳ ساله میتواند برای اتلتیکو و بارسا آرزوی مرگ کند و برای مادرید با آن چشمهای وحشی زیبا، پیغامهای رمانتیک بفرستد. صبر میکنیم تا ببینیم در ترافیک مرگبار لالیگا، ژوزه خواهد توانست با ماشین سفید از کنار دو رقیب نامیرا رد شود و بیآنکه تپق بزند، برای تیفوسیهای خامهای، شعرهای فدریکو گارسیا لورکا را بخواند.