سوپرکلاسیکوی آرژانتین؛ روایت مرگ، خشونت، رنگ و خانواده
سوپرکلاسیکوی آرژانتین چگونه تغییر کرده است؟
سوپرکلاسیکو، دربی بزرگ فوتبال آرژانتین میان بوکا جونیورز و ریورپلاته، سالهاست فراتر از یک مسابقه فوتبال در ذهن علاقمندان این ورزش در سراسر جهان جای گرفته است. از سال 2004 و پس از آنکه نشریه «آبزرور اسپورت مانثلی» تماشای این مسابقه در بوئنوسآیرس را در صدر فهرست 50 تجربه ورزشی ضروری پیش از مرگ قرار داد، شهرت این دیدار بیش از گذشته گسترش یافت. شور و هیجان مهارنشدنی هواداران، آوازهای هماهنگ، کاغذرنگیهای درخشان، دود مشعلها و لرزش سکوها زیر پای دهها هزار تماشاگر، تصویری تماشایی و البته گاه هولناک از این رقابت ساخته بود. حضور پلیسهای سوارهنظام در اطراف ورزشگاه، آتشگرفتن موانع و حتی شلیک مواد آتشبازی به سمت بازیکنان نیز بخشی از روایت تلخ این شهرآورد بوده است.
شرایط اما تغییر کرده است. مسابقه روز یکشنبه در ورزشگاه لا بومبونرا، خانه بوکا جونیورز که به «جعبه شکلات» شهرت دارد، تفاوت زیادی با تصاویر پرهیاهوی گذشته داشت. از سال 2013، مسابقات فوتبال در آرژانتین بدون حضور هواداران تیم میهمان برگزار میشود؛ تصمیمی که به طور طبیعی از تنوع رنگی سکوها کاسته است. با این حال، بسیاری از هواداران از نبود تماشاگران رقیب استقبال کردهاند، زیرا فضای ورزشگاهها خانوادگیتر شده و اعضای باشگاهها نیز فرصت بیشتری برای تهیه بلیت دارند.

پیش از شروع مسابقه و هنگام خوردن ساندویچ سنتی «چوریپان» در یکی از غذاخوریهای اطراف ورزشگاه، حزقیل فرناندس مورِس، روزنامهنگار آرژانتینی خاطرهای از نخستین سوپرکلاسیکوی بدون تماشاگر میهمان در سال 2013 تعریف کرد. در آن مسابقه، امانوئل جیلیوتی، مهاجم بوکا در ورزشگاه مونومنتال گلزنی کرد. مورِس در جایگاه خبرنگاران صدای فردی را شنید که میخواست با فریاد شادی خود را از گل نشان دهد اما ناگهان متوجه شد که در ورزشگاه تیم میزبان حتی ابراز خوشحالی از گل تیم میهمان نیز باید پنهان بماند.
در گذشته، مسئولیت بسیاری از نمایشهای آتشبازی و برنامههای تشویقی بر عهده گروه هواداری افراطی «لا دوسه» بود؛ گروهی که بادکنکهای آبی و طلایی را همزمان با ورود بازیکنان به زمین آزاد میکرد. هنگام دریافت کارت خبرنگاری مسابقه، مسئول روابط عمومی باشگاه به اطرافیان یادآوری کرد که این خبرنگار سالها پیش با خوزه باریتا، رهبر بدنام لا دوسه گفتوگو کرده است. چند جوان حاضر در آنجا از این نام چیزی نمیدانستند.
مرگ و خشونت در سوپرکلاسیکو البته پدیده تازهای نبود. در سال 1968، 71 هوادار که بیشترشان طرفدار بوکا بودند، بر اثر ازدحام و فشار جمعیت در یکی از خروجیهای ورزشگاه جان باختند. این حادثه به «دروازه 12» معروف شد و هنوز بخش زیادی از جزئیات آن روشن نیست. با این حال، گزارش نشریه ال گرافیکو نشان میداد که یک سال بعد، هواداران دو تیم در جریان مسابقه علیه پلیس شعار میدادند. در آن دوران، گروههای هواداری بوکا و ریور حتی روابط دوستانهای داشتند و گاهی در برابر هواداران باشگاههای دیگر متحد میشدند؛ وضعیتی که با تغییر رهبران این گروهها در دهه 1970 به تدریج از بین رفت. باریتا در سال 1981 رهبری لا دوسه را بر عهده گرفت؛ زمانی که شکاف میان دو گروه دیگر به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیده بود.

در سال 2018، بوکا و ریور در فینال کوپا لیبرتادورس، معتبرترین رقابت باشگاهی آمریکای جنوبی به مصاف هم رفتند. مائوریسیو ماکری، رئیسجمهور وقت آرژانتین تصمیم گرفت برای یک مسابقه و به صورت آزمایشی اجازه حضور هواداران میهمان را صادر کند اما حمله با سنگ به اتوبوس بازیکنان بوکا و از کنترل خارج شدن شرایط امنیتی اطراف ورزشگاه ریور همه چیز را تغییر داد. تماشاگران برای ساعتها در ورزشگاه نگه داشته شدند و سرانجام مسابقه لغو شد. تصمیمی عجیب نیز گرفته شد: فینال به مادرید انتقال یافت؛ اتفاقی که بسیاری آن را ضربهای به هویت و روح سوپرکلاسیکو میدانند.
مسابقه یکشنبه البته اهمیت فینال لیبرتادورس را نداشت. ساختار عجیب رقابتهای فوتبال آرژانتین نیز باعث شده بود این دیدار از نظر تعیین قهرمان لیگ یا جام حذفی اهمیت چندانی نداشته باشد. با این حال، نظام امتیازدهی کلی موسوم به «جدول آرژانتین» اهمیت نتیجه را حفظ کرده بود. پیروزی یک بر صفر بوکا برابر ریوری که در پایان مسابقه 9 نفره شده بود، جایگاه این تیم را برای حضور در دوره آینده لیبرتادورس تثبیت کرد.
ویکتور اوگو مورالس، گزارشگر مشهور رادیویی، پس از مسابقه گفت: سوپرکلاسیکوهای بهتری دیدهام.» او همان روز شصتمین سالگرد نخستین گزارش رادیویی خود را جشن میگرفت؛ اتفاقی که در سال 1966 و در اروگوئه رخ داده بود. البته او اضافه کرد که مسابقات بدتری هم دیده است.
این شهرآورد همیشه فوتبال باکیفیتی ارائه نمیدهد. گاهی هیاهوی رسانهای، پرچمهای بزرگ و بنرهایی که دید تماشاگران را محدود میکنند، بر خود مسابقه غلبه دارد. من از دوران نوجوانی همراه پسرعموهایم به لا بومبونرا میرفتم. یکی از خاطرات ماندگارم، بردن برادر 10 سالهام به ورزشگاه بدون اطلاع پدرم است. در آن زمان ورود زنان و کودکان رایگان بود. اما اکنون بلیتها تا 500 هزار پزو، معادل حدود 240 پوند قیمت داشتند.

به یاد دارم وقتی برادرم را در میان انبوه مردان عرقکرده دیدم که بالای جمعیت حرکت میکرد، او را گرفتم تا زمین نخورد. همان لحظه صدایی از میان جمعیت فریاد زد: «مراقب باشید، یک خانم اینجاست!» من فقط 20 سال داشتم و در ورزشگاه احساس امنیت میکردم، اما نمیتوانستم این موضوع را برای پدر خشمگینم توضیح بدهم.
سالها بعد، با گسترش پخش تلویزیونی پولی، پدرم از نخستین کسانی بود که سامانه تماشای زنده مسابقات را تهیه کرد. یک بار پیشنهاد دادم دوست خانوادگیمان، کلاوس، که طرفدار ریور بود و برای تماشای سوپرکلاسیکو لحظهشماری میکرد، همراه برادران و پسرعموهایم به خانه پدرم بیاید. کلاوس علاقهاش به ریور را پنهان کرد و در سکوت نشست؛ در حالی که هواداران پرشور بوکا پس از پیروزی تیمشان از خوشحالی بالا و پایین میپریدند. این خاطره هنوز در خانواده ما با خنده یادآوری میشود، هرچند برای کلاوس تجربه خوشایندی نبود.
شاید نسل جدید بتواند این شکاف فرهنگی را کمتر کند. داوو، چهره شناخته شده رسانههای ورزشی جدید و پخش آنلاین پیش از مسابقه چندان تحت تأثیر هیاهوی سوپرکلاسیکو نبود. او گفته بود نتیجه این بازی تغییری در تمرکزش ایجاد نمیکند و اولویتهایش جام حذفی آرژانتین و فینال رقابتهای آمریکای جنوبی است. پسر خودم نیز پیشنهاد داده بود که با هم به ورزشگاه برویم اما او هوادار ریور است و با توجه به شرایط فعلی، حضور مشترک ما در لا بومبونرا چندان واقعبینانه نیست. دوست دارم روزی بتوانم همراه پسرم سوپرکلاسیکو را از نزدیک تماشا کنم؛ بدون آنکه یکی از ما به دلیل تعلق به تیم رقیب، در میان هواداران طرف مقابل احساس غریبی کند. شاید آن روز سرانجام فرا برسد.