چالش بزرگ سهراب در غیاب آسانی؛ مشکل آبیها، فراتر از غیبت یک وینگر است!
غیبت یاسر آسانی در دیدار آسیایی استقلال برابر الغرافه، سهراب بختیاریزاده را با چالشی مهم روبهرو کرده است که البته میتواند فرصت مهمی برای سرمربی آبیها باشد.
استقلال در آستانه یکی از دیدارهای مهم آسیایی خود با نگرانی درباره وضعیت یاسر آسانی روبهروست؛ بازیکنی که در شروع فصل سهم قابل توجهی در قدرت تهاجمی آبیها داشته است. اما احتمال غیبت او، پرسشی فراتر از انتخاب جانشین را پیش روی سهراب بختیاریزاده قرار میدهد: استقلال تا چه اندازه میتواند بدون اتکا به مهرههای کلیدی خود، همچنان تیمی خطرناک و نتیجهگرا باقی بماند؟
در فوتبال، مصدومیت یک بازیکن کلیدی اتفاق عجیبی نیست؛ بخشی از واقعیت هر فصل طولانی است که تیمهای مدعی باید برای آن آماده باشند. با این حال، زمانی که غیبت احتمالی یک بازیکن به یکی از دغدغههای اصلی پیش از مسابقه تبدیل میشود، باید علاوه بر اهمیت فردی او، به ساختار تیمی هم نگاه کرد. وضعیت یاسر آسانی در استقلال از همین زاویه قابل بررسی است؛ بازیکنی که در هفتههای ابتدایی فصل نشان داده نقش او در حملات آبیپوشان فراتر از حضور در یک پست مشخص است.
آسانی با چهار گل و دو پاس گل در هشت مسابقه لیگ برتر و یک دیدار آسیایی، یکی از مؤثرترین بازیکنان استقلال بوده است. چنین آماری بهخوبی اهمیت او را نشان میدهد؛ بازیکنی با این میزان تأثیرگذاری، میتواند در لحظاتی که جریان بازی به سود تیمش نیست، با یک حرکت انفرادی، خلق موقعیت یا تصمیم درست در یکسوم هجومی، معادلات مسابقه را تغییر دهد و از دست دادن چنین مهرهای، طبیعتاً کار سرمربی را دشوار میکند.
جانشین یاسر آسانی؛ انتخاب یک بازیکن یا تغییر یک برنامه؟
نخستین واکنش به غیبت احتمالی یک ستاره، پیدا کردن بازیکنی برای قرار گرفتن در همان پست است؛ اما این راهحل همیشه بهترین پاسخ نیست. در چنین شرایطی، سرمربی باید بهجای تلاش برای بازسازی دقیق نقش یک بازیکن غایب، به این فکر کند که چگونه میتواند کارکردهای مهم او را میان سایر بازیکنان تقسیم کند.
استقلال میتواند بهجای انتظار برای تکرار حرکات آسانی از سوی یک بازیکن دیگر، با تغییر در نحوه پیشروی به سمت دروازه، استفاده بیشتر از همکاریهای ترکیبی یا افزایش مشارکت سایر مهرههای هجومی، بخشی از خلأ ایجادشده را جبران کند. البته انتخاب هر راهکاری به شرایط واقعی ترکیب، ویژگیهای بازیکنان در دسترس و برنامه تاکتیکی بختیاریزاده بستگی دارد؛ اطلاعات موجود برای تعیین یک نسخه قطعی کافی نیست.

آزمون واقعی سهراب بختیاریزاده در دوحه
استقلال در شروع فصل با محدودیتهای مهمی مواجه بوده است. بسته بودن پنجره نقلوانتقالاتی، امکان جذب بازیکنان جدید را از این تیم گرفت و جدایی چند مهره نیز شرایط را برای کادر فنی دشوارتر کرد. در چنین وضعیتی، هر مصدومیت تازه میتواند عمق ترکیب را به چالش بکشد. بنابراین، نمیتوان تصمیمهای سرمربی را بدون در نظر گرفتن محدودیتهای موجود ارزیابی کرد؛ اما همین محدودیتها اهمیت مدیریت فنی را بیشتر میکنند.
سهراب بختیاریزاده در دیدار برابر الغرافه باید میان حفظ ساختار آشنای تیم و ایجاد تغییرات لازم برای جبران غیبت احتمالی یاسر آسانی تعادل برقرار کند. تغییر بیش از اندازه در برنامه بازی میتواند هماهنگی استقلال را کاهش دهد و اصرار بر همان شیوه همیشگی، بدون حضور یکی از مهرههای مؤثر آن نیز ممکن است کارایی لازم را نداشته باشد. پیدا کردن نقطه تعادل میان این دو رویکرد، یکی از تصمیمهای مهم سرمربی خواهد بود.
استقلال باید برای روزهای بدون ستاره هم آماده باشد
البته نباید فراموش کنیم که قرار نیست استقلال بدون یاسر آسانی، الزاماً همان کیفیت هجومی را داشته باشد؛ چنین انتظاری واقعبینانه نیست. مسئله این است که تیم باید بتواند افت احتمالی را مدیریت کند و اجازه ندهد غیبت یک مهره، تمام نقشههایش را به هم بریزد. تفاوت تیمی که صرفاً به ستارههایش متکی است با تیمی که ساختار مناسبی دارد، دقیقاً در همین لحظات مشخص میشود.
یاسر آسانی در شروع فصل به استقلال کمک کرده است، اما مسئولیت موفقیت این تیم فقط بر دوش او نیست. بازی با الغرافه، فارغ از اینکه وینگر آلبانیایی در ترکیب قرار بگیرد یا نه، آزمونی برای توانایی سهراب بختیاریزاده در مدیریت بحرانهای کوچک و بزرگ فصل خواهد بود. استقلال برای موفقیت در آسیا به ستارههایش نیاز دارد؛ اما برای تبدیل شدن به تیمی قابل اتکا، باید نشان دهد که در غیاب آنها نیز راهی برای رقابت و پیروزی پیدا میکند.