فروپاشی رویای خیالی تاج و قلعهنویی؛ وقتی تیم پیر و بیایده، یقه سرمربی را میگیرد!
باخت تحقیرآمیز ۳-۱ مقابل ازبکستان و شکست ۲-۰ برابر روسیه، سیلی محکم واقعیت به صورت تمام آقایانی بود که پشت تریبونها رویافروشی میکنند.
شکست ۳-۱ برابر ازبکستان نه یک اتفاق ساده فوتبالی، بلکه یک تحقیر تمامعیار برای سریالی از ادعاهای پوچ بود. تیمی که روزگاری ازبکستان حتی جرات نداشت به گل زدن به آن فکر کند، در جریان بازی چنان ساختار دفاعی فرسوده و خط هافبک کندش از هم پاشید که رقیب آسیایی هر زمان اراده کرد، روی دروازه ایران خطرساز شد.
۳ گل خوردن از ازبکستان دقیقاً تاوان همان لجاجت مدیریتی و فنی است که ۴ سال تمام، چشم بر فرسودگی نسل قعلی بست و حتی یک بازیکن جوان شایسته به بدنه تیم تزریق نکرد.
هنوز عرق تحقیر در تاشکند خشک نشده بود که تیم بیبرنامه و بیتاکتیک امیر قلعهنویی راهی مسکو شد تا برابر روسیهای به زمین برود که به دلیل تحریمهای بینالمللی، سالهاست از هر مسابقه رسمی دور است. نتیجه؟ یک باخت ۲-۰ بیدردسر و نمایشی چنان خنثی و بیخاصیت که انگار بازیکنان ایران صرفاً برای پر کردن عریضه و رفع تکلیف دویده بودند.
مهدی تاج که معمولا از همین بازیهای دوستانهی مختوم به باخت، دستاورد میسازد، حالا تحویل بگیرد؛ شاهکار کادر محبوبش در ۲ بازی، ۵ گل خورده، تنها ۱ گل زده و ۲ باخت آبروبر بوده است!

آقای قلعهنویی که تا دیروز از برنامه برای قهرمانی در جام ملتهای آسیا دم میزد، حالا دقیقاً با کدام روی فنی میخواهد جلو تماشاگران بایستد؟ تیمی که نه برنامهای برای بازسازی بازی دارد، نه قدرتی برای پرس از بالا، و نه حتی یک ایده ساده برای انتقال سریع توپ، چطور قرار است در آسیا مدعی باشد؟
پاسخ روشن است: با هیچچیز! تنها ابزار آقایان، همدستی در همین پروژه رویافروشی است تا چند ماه دیگر هم وقتکشی کنند و دریافتیهای هنگفت کادر فنی و انتظامی فدراسیون را تضمین نمایند.
حقیقت عریان این است که با حضور امیر قلعهنویی روی نیمکت و حمایتی که از سوی هیئترئیسهی خوابآلود فدراسیون دریافت میکند، فوتبال ملی ایران رسماً به سمت یک خط پایان دردناک حرکت میکند. مهدی تاج و امیر قلعهنویی فوتبال ایران را به سرنوشتی دچار کردهاند که شکست برابر ازبکستان و روسیه، تازه شروع آن است.
تنها چیزی که امروز هوادار را آزار میدهد، تماشای این سیرک بیکفایتی و نشستن به پای ادعاهای دروغینی است که عیار واقعیشان، روی چمن مسابقه به افتضاح کشیده میشود.