دعوت به تیم ملی فوتبال با فیلترهای نامرئی؛ منتظر پاسخ قلعهنویی هستیم
لیست تیم ملی فوتبال برای فیفادی پیشرو در حالی منتشر شد که ملاک انتخاب این بازیکنان از نظر کادر فنی و عدم دعوت از بازیکنانی که به مراتب نمایش بهتری داشتند تبدیل به یک سوال بزرگ برای رسانهها شده است.
تیم ملی فوتبال ایران در فیفادی پیشرو قصد دارد تا با تیمهای ملی ازبکستان و روسیه تقابل داشته باشد. از همین رو امیر قلعهنویی سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان فهرست ۱۸ نفره بازیکنان منتخب خود از لیگ داخلی کشور را منتشر کرد تا بار دیگر بحث درباره نحوه انتخاب بازیکنان و میزان توجه کادر فنی به عملکرد نفرات شاغل در لیگ برتر را به یکی از موضوعات جدی فوتبال ایران تبدیل کند. بحثی که فراتر از نام چند بازیکن است و بیشتر به این موضوع تبدیل سده که آیا بازیکنان لیگ برتر همچنان میتوانند امیدوار باشند که عملکردشان در تیمهای باشگاهی ایران منجر به حضور در تیم ملی شود
البته از سرمربی که هیچکدوم از بازیهای لیگ رو از نزدیک ندیده انتظاری نمیشود داشت که بداند کدام بازیکنان در لیگ عملکرد خوبی داشتند. با دعوتهایی که از طرف قلعه نویی صورت میگیرد واقعا انگیزه برای بازیکنان لیگ برای ادامه فصل باقی نمیماند. بازیهای آنها از نزدیک از طرف کادرفنی دیده نمیشود. هر اندازه که نمایش خوبی داشته باشند نیز باز هم چشم سرمربی و کادرفنی تیم ملی آنها را نمیگیرد.
در شرایطی که بازیکنان هر هفته در رقابتهای لیگ برتر برای اثبات تواناییهای خود تلاش میکنند دعوت نشدن برخی نفرات با عملکرد قابل توجه این شائبه را به وجود میآورد که فرآیند انتخاب بازیکنان تیم ملی عملکرد آنها در زمین بازی نیست و با فیلترهای نامرئی این بازیکنان مورد تحلیل قرار میگیرند. شائبهای که اگر پاسخی روشن و مستند دریافت نکند میتواند به تدریج انگیزه بازیکنان جوان و مستعد فوتبال ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
بازیکنی که هفته به هفته در لیگ برتر عملکرد خوبی ارائه میدهد طبیعی است که انتظار داشته باشد از سوی کادر فنی تیم ملی دیده شود. اما وقتی بازیکنان احساس کنند حتی با تداوم عملکرد مناسب نیز شانسی برای حضور در فهرست تیم ملی ندارند، قطعا دیگر انگیزهای برای آنها در ادامه فصل باقی نمیماند. آرزوی هر بازیکنی این خواهد بود که بتواند لباس مقدس تیم ملی را بر تن کند.
موضوع صرفاً دعوت نشدن یک یا دو بازیکن نیست. مسئله اصلی اعتماد بازیکنان لیگ به وجود یک فرآیند انتخاب شفاف و مبتنی بر عملکرد است. اگر بازیکنی بداند چه شاخصهایی از سوی سرمربی و کادر فنی ارزیابی میشود حتی دعوت نشدن او نیز میتواند با پذیرش بیشتری همراه باشد. اما زمانی که معیارهای کادر فنی برای انتخاب مشخص نیست این ابهامها در ذهن هر بازیکن یا هواداری نقش میبندد.
یکی از انتقادهای مطرحشده درباره سرمربی تیم ملی حضور نداشتن مستمر در ورزشگاهها برای تماشای مستقیم مسابقات لیگ برتر است. تماشای بازیها از طریق فیلم و تحلیل ویدئویی بخش مهمی از فرآیند ارزیابی در فوتبال حرفهای محسوب میشود. با این حال حضور میدانی و مشاهده بازیکنان در شرایط واقعی مسابقه نیز میتواند اطلاعات متفاوتی درباره رفتار تاکتیکی، واکنشها، فرم بازی، ارتباط با همتیمیها، عملکرد آنها در جریان بازی و... ارائه کند. این معیارها اصلا در فیلم بازی قابل تحلیل و دیدن نیست.
امیر قلعهنویی و کادرفنی تیم ملی پیشتر تأکید کردهاند که بازیهای لیگ را در مرکز ملی فوتبال و از طریق تحلیلهای فنی دنبال میکنند. اگر چنین است انتظار جامعه فوتبال این است که خروجی این تحلیلها نیز برای افکار عمومی تا حد امکان روشن باشد. با یک نگاه ساده به سرمربیهای بزرگ تیمهای ملی میتوان این روند را نیز نقض کرد.
برای مثال توماس توخل اکثر بازیهای مهم لیگ برتر انگلیس را از نزدیک تماشا میکند. کارلو آنچلوتی برای تماشا بازیهای بازیکنان برزیلی سفرهای بین قارهای انجام میدهد اما کادرفنی تیم ملی ما معتقد است که باید در دفترهای خود فیلم بازیها را تحلیل کنند و حتی یک نفر از این کادر فنی پرتعداد نیز به خودشان زحمت رفتن به ورزشگاه را نمیدهند. شاید تجهیزات کادرفنی ایران از تیمهای ملی سایر کشورها در مرکز ملی پیشرفتهتر است.
کادرفنی دست به قلم خوبی هم دارند و جزوه و مقالههای زیادی از عملکرد و برنامهریزی و پلنهای متفاوت هر چند وقت یکبار منتشر میکنند. لطفا ملاک و معیار انتخابهایی که داشتند را نیز منتشر کنند تا ما نیز متوجه بشیم که چه عملکردی این بازیکنان داشتند و دلایل عدم دعوت از سایر بازیکنانی که میتوانستند در این لیست حضور داشته باشند چه ملاکهایی بوده است. شاید ما اشتباه میکنیم و کادر فنی فیلم بازیهایی که از لیگ برتر تماشا میکنند با چیزی که ما در استادیوم و تلویزیون خود میبینیم متفاوت است! منتظر پاسخ و شفافسازی از سوی کادرفنی هستیم.
باید از کادرفنی پرسید که کدام یک از شاخصهای زیر در انتخابهای آنها نقش اصلی دارند؟ عملکرد آماری بازیکن در لیگ؟ کیفیت فنی و تاکتیکی؟
آمادگی جسمانی و شرایط بدنی؟ تطبیق بازیکن با برنامههای تاکتیکی تیم ملی؟ تجربه بینالمللی؟
فرم بدنی و آمادگی بازیکنان؟ یا ترکیبی از این معیارها با وزنهای مشخص؟
انتشار چارچوب کلی این معیارها میتواند به شفافتر شدن فرآیند دعوت کمک کند و از شکلگیری این تصور که برخی بازیکنان از فرصت برابر برخوردار نیستند جلوگیری کند.
یکی دیگر از مسائل مهم تیم ملی موضوع تغییر نسل و ایجاد توازن میان بازیکنان باتجربه و نسل جدید است. حضور بازیکنان باتجربه میتواند مزایایی از جمله تجربه مسابقات بزرگ و ثبات درون تیم داشته باشد. اما هیچ تیم ملیای نمیتواند بدون برنامهریزی برای جانشینی و پرورش نسل جدید به آینده پایدار امیدوار باشد.
اگر تیم ملی قرار است برای رقابتهای بزرگ آینده مخصوصا جام جهانی ۲۰۳۰ آماده شود باید مشخص باشد که مسیر ورود بازیکنان جدید به ترکیب چگونه طراحی شده است. آیا بازیکنان جوان تنها زمانی فرصت خواهند داشت که نفرات فعلی از شرایط مطلوب فاصله بگیرند؟ یا کادرفنی از هماکنون به شکل برنامهریزیشده در حال ارزیابی و آمادهسازی آنهاست؟
رسانه ورزشی وظیفه دارد عملکرد تیم ملی، تصمیمهای کادرفنی و وضعیت فوتبال کشور را بررسی و نقد کند. این نقد میتواند در مقاطعی مثبت و حمایتی و در مقاطعی انتقادی باشد. حمایت از تیم ملی و مطالبه پاسخگویی از مسئولان آن دو موضوع متناقض نیستند.
هنوز نیز نه وارد مسابقاتی شدیم و نه نزدیک به شروع آن هستیم، که بعد از این صحبتها یک بار دیگر جناب سرمربی در اولین نشست خود، بیشتر وقت و صحبتهای خود را صرف حب و بغض و گلایه از این و آن و اصحاب رسانه داشته باشد. پس بهتر است از پشت حصار این بحث حب و بغض خارج شوند و برای یک بار هم که شده جوابگو رسانهها، هواداران و مردم شریف ایران باشند.
مردم شریف ایران حق دارند بدانند بازیکنانی که پیراهن تیم ملی کشورشان را بر تن میکنند بر چه اساسی انتخاب شدهاند. آنها حق دارند درباره برنامه تغییر نسل، نحوه ارزیابی بازیکنان لیگ و دلایل دعوت یا عدم دعوت نفرات مختلف سؤال کنند.
تیم ملی متعلق به یک سرمربی، یک کادرفنی یا گروهی از بازیکنان نیست. متعلق به فوتبال و مردم ایران است. بنابراین پاسخگویی شفاف توجه به عملکرد لیگ و ایجاد فرصت برابر برای بازیکنان مستعد باید بخشی جداییناپذیر از مسیر آمادهسازی تیم ملی باشد.