برای پیشتازی عصای موسی نمیخواهم!
رستگاری در شریانهایش به پرواز درآمده و یکتنه شعف را به رکنآباد برده است.
| سومین گلزن تاریخ لیگ برتر که روزگاری در آن سوی مرزها با گلهایش دشداشهپوشهای الظفره و الامارات را با پایکوبی دعوت میکرد، حالا برای ستایش بچههایش دست به دامن واژهها شده است. مهدی رجبزاده در ۴۸ سالگی بند کفشهایش را گره زده و آماده است تا خط پایان ماراتن لیگ، همچون برق و باد بدود.
به غولکش لیگ برتر بدل شدهاید. چهار بازی و ۱۰ امتیاز. در بدو حضورتان فکرش را میکردید همای سعادت اینگونه روی شانههایتان بنشیند؟
من در وهله نخست روح اعتمادبهنفس را بر کالبد تیمم دمیدم و به بچهها تأکید کردم توانشان بیش از اینهاست و اگر خودشان باشند و منسجم، تاکتیکی و همدلانه بازی کنند، ورقها را برمیگردانند. خوشبختانه همین هم شد تا شما شهید سپاسی جدیدی را به نظاره بنشینید.
فکر میکردید در دیگ جوشان قلعه حسنخان، پشت دست قرمزها را داغ بگذارید؟
خب، ما رویکرد متفاوتی را برای این بازی در نظر گرفته بودیم و با آنالیز دقیق بازیهای پرسپولیس، موارد مهم را به شاگردانم گفته بودم. هم اینکه نظم دفاعیمان تا آخرین دقایق حفظ شد و اجازه ندادیم پرسپولیس از کنارهها و عمق به اهدافش دست یابد، موضوعی بود که پیش از مصاف روی آن کار کرده بودیم. بعد هم تیم در فاز هجومی عالی کار کرد و دو گل تاکتیکی زدیم تا هیچ حرفی باقی نماند.
یکجورهایی شاهکار کردید.
شاهکار را من نکردم، بچههایم کردند که هراسی از جو ورزشگاه به دل راه ندادند، تا سرحد امکان خبط نکردند و با حمیت و غیرت تا آخرین سوت بازی، سرهایشان را جلوی توپ گذاشتند. برای پیروزی در فوتبال نیاز نیست عصای موسی دست من باشد. با برنامهریزی و جنگندگی، شما از پس بزرگترین تیمها برمیآیید.
این جاهطلبی سپاسی تا کجا ادامه خواهد داشت؟
بازی برای سپاسی تازه شروع شده. من در رختکن هم به بازیکنان گوشزد کردم برای مزمزه کردن حلاوت برد، ۲۴ ساعت فرصت دارند و پس از آن باید همه تمرکز خود را معطوف نبردهای بعدی کنند. غرور بزرگترین آفت فوتبال است و تیمی که متفرعنانه بازی کند، کارش تمام است.
آنجا در رکنآباد هوای غولکش لیگ را دارند یا نه؟
خوشبختانه همه پای کار هستند تا با عزم و خرد جمعی، این تیم برای فارس افتخارآفرینی کند. بیمداهنه استاندار، فرماندار، شهردار، هیئتمدیره و همه کسانی که باید از تیم حمایت کنند، لحظهای تنهایمان نگذاشتهاند. ما دستبهدست هم دادهایم تا فریاد لیاقت یک استان و یک شهر را در ایران طنینانداز کنیم.
راجع به داوریها هم در کنفرانس مطبوعاتی حرف زدید.
حرف من این است در لیگی که تیمها هزینه سنگین میکنند و از جان و دل مایه میگذارند، شایسته است داوران در نهایت مساوات سوت بزنند. در بازی با نساجی ما هم جلو بودیم و سوار بر بازی که یک تصمیم عجیب بازی را برگرداند. آن روز چیزی نگفتم، اما حالا میگویم. ما از داوران توقع داریم مقتدرانه سوت بزنند تا هیچکس متضرر نشود.
دوست دارید این پیروزیهای پشتسرهم را به چه کسی پیشکش کنید؟
با عشق و ارادت تقدیم میکنم به شاغلام عزیز که یک عمر بیچشمداشت پای فوتبال شیراز ایستاد. از همینجا چشمهایش را میبوسم و برایش حال خوب آرزو میکنم.