برای بههمریختن آسیا دست به هر کاری میزنیم
چشمهایش در نگاتیوهای رنگی میخندیدند و لبهایش قصیدههای شورانگیز را هجی میکردند. بک نفوذناپذیر با نمایش چشمنواز در بصره و بستن تمام گیتهای ورودی ثابت کرد که به مهره مار سهراب در روزهای صعب بدل شده است.
| سامان فلاح آنقدر جانانه از دیوارها و باروها محافظت کرد که مهاجمان میلیوندلاری با دندانهایی که به هم میخوردند، مرعوب تهور پسر خلف آن سوی باغستانهای پرتقال و نارنج شدند.
بیمداهنه حماسه آبی در بصره مرهون تفنگداران چون سامان فلاح است. خودت فکر میکردی اینگونه روزنهها را ببندی؟
کار دفاعی مانند حمله نیازمند عزم گروهی است و اینطور نیست که تنها یک بازیکن درها و روزنهها را ببندد. ما با تمرینات مؤثر سازمان دفاعی منسجمی تشکیل دادیم و میدانیم چطور باید برابر حریفان بایستیم و گاف ندهیم. البته...
البته چی؟ بیشتر توضیح بده.
ببینید من بهعنوان یک مدافع در بازی با الشمال سعی کردم در دوئلها یک گام زودتر از مهاجمان حریف تصمیم بگیرم و با بدن باز و زاویهگیری درست، مسیر پاس، چرخش و مالکیت فورواردها را ببندم. در واقع هدفم این بود با قطع توپ بهموقع، اجازه چرخش و مالکیت را به مهاجمان حریف ندهم.
تو تا اینجای کار ۱۲۶۰ دقیقه یکنفس برای تیمت جنگیدهای که رکورد قابل توجهی است. خسته نمیشوی از این همه فیکس بازی کردن؟
اتفاقاً خوشحالم که کادر فنی تا این اندازه به من اعتماد دارد که ۱۴ بازی پیاپی در ارنج اصلی قرارم میدهد. بازی با پیراهن آبی افتخار کمی نیست و از اینکه لبخند را بر لبان میلیونها هوادار مینشانم و به نقطه اطمینان تیمم بدل شدهام، بسیار خوشحالم.
فکر میکنی پیشتازی لشکر لاجوردی در آسیا تا کجا ادامه داشته باشد؟
همه سعیمان بر این است به موازات لیگ برتر در لیگ الیت هم بدرخشیم و با صعود به مرحله بعد فصل تازهای از اتفاقات را رقم بزنیم. میدانید که قهرمانی در آسیا پروسه بسیار سخت و پیچیدهای است، اما ما استقلال بزرگ با دو ستاره روی پیراهنمان برای بههمریختن قاره دست به هر کاری میزنیم.
در قامت مدافعی ۲۵ ساله با ۵۰ بازی برای قشون آبی تا کدام روز، کدام ماه، کدام سال این خرقه را از تن درنخواهی آورد؟
آنچه بر تن من نشسته تنها یک پیراهن یا تکهای پارچه نیست. این نماد دلدادگی و تعصب است و باید به خود ببالم که از مرز ۵۰ بازی گذر کردم. دوست دارم مادامی که در داخل ایران بازی میکنم این جامه بر تنم باشد و با آن مشق عاشقی کنم.
با سهراب در اتراقگاه آبی راحتی؟
آقا سهراب یک مربی جنتلمن و یک رفیق ششدانگ برای همه بازیکنان است و همانطور که میدانید از میدان دادن به جوانها هیچ هراسی ندارد. انصافاً همه بچهها در کنار ایشان احساس آرامش میکنند و با طیب خاطر برای سربلندی تیم میجنگند. این بردها حاصل بیباکی بختیاریزاده است.
هر بار که با هم صحبت میکنیم، تصادف مرگبار تو در جاده شمال، ذهنمان را به خود مشغول میکند.
تقدیر این بود زنده بمانم و روزهای شیرین زندگی را تجربه کنم. وقتی از شیشه آن تاکسی خطی به بیرون پرت شدم، خیلیها فکر کرده بودند کارم تمام است، اما خدا بغلم کرد و به دل خانوادهام نگاه کرد تا جوانمرگ نشوم.