هاراگیری؛ از موریاسو تا قلعهنویی!
موسیو موریاسو بالاخره نامه عاشقانهای برای ساموراییها نوشت و با تیم ملی ژاپن رسماً خداحافظی کرد.
| سکاندار چشمبادامیها در جام جهانی با اشاره به این نکته که باید جا برای حضور مربیان جوانتر باز شود و هوایی تازه در ریههای مردان خاور دور جریان یابد، سطرهایی به خط گریه نوشت و از درهای تیم ملی بیرون زد.
اینجا اما با وجود تعویق یکساله جام ملتهای آسیا، ارابههای تماشا همچنان پیش میروند و خبری از تغییر و دگردیسی بر روی نیمکت ایران به گوش نمیرسد. انگار علیرغم ناکامی در جام جهاننما هیچکس راضی به هاراگیری نیست و هیچ گزینهای یارای تغییر دکوراسیون تیمی که باید رنگ عوض کند و از نو ساخته شود را ندارد.
در چنین عرصاتی باید دید فدراسیوننشینان با چشمهای پفکرده و خوابآلود راضی میشوند نسخه جدیدی برای تیم ملی بپیچند تا راه برای حضور یوزهای جوان در کارزار هموار شود و اتمسفر سِرشده کنونی دچار تحول گردد.
شوربختانه فوتبال ما هیچ تشابهی با فوتبال در سرزمین آفتاب تابان ندارد و شاید به همین دلیل ساده آنجا هاجیمه موریاسو علیرغم کسب کارنامه قابل قبول به خواست خود به درود و بدرودی بسنده میکند، اما اینجا آب از آب تکان نمیخورد و پسر نازیآباد برای شفای آلام تیم ملی کوچکترین واکنشی از خود نشان نمیدهد.