پیراهن تیم ملی، مجوز حاشیهسازی نیست؛ بیرانوند باید مسئولیت رفتارهایش را بپذیرد
علیرضا بیرانوند دروازهبان بزرگی است، اما بزرگی در فوتبال فقط با مهار پنالتی و درخشش درون دروازه تعریف نمیشود. بازیکن ملیپوش پیش از هر چیز باید بداند پیراهنی که بر تن دارد، مسئولیتی فراتر از تواناییهای فنی برایش ایجاد میکند.
پیراهن تیم ملی، مجوز حاشیهسازی نیست؛ بیرانوند باید مسئولیت رفتارهایش را بپذیرد
علیرضا بیرانوند دروازهبان بزرگی است، اما بزرگی در فوتبال فقط با مهار پنالتی و درخشش درون دروازه تعریف نمیشود. بازیکن ملیپوش پیش از هر چیز باید بداند پیراهنی که بر تن دارد، مسئولیتی فراتر از تواناییهای فنی برایش ایجاد میکند.
ماجرای اخیر علیرضا بیرانوند و باشگاه تراکتور بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که مرز میان مطالبهگری حرفهای و رفتارهای حاشیهساز کجاست؟ بیرانوند پس از دیدار تراکتور و استقلال، در اظهاراتی علنی از وضعیت مدیریتی باشگاه و شرایط مالی بازیکنان انتقاد کرد؛ اظهاراتی که در پی آن، باشگاه تراکتور از کنار گذاشتن او با تصمیم جواد نکونام و ارجاع پروندهاش به کمیته انضباطی خبر داد. .
البته باید یک نکته را روشن کرد: انتقاد از مدیران، بهخودیخود نه تخلف است و نه نشانه بیاخلاقی. اگر بازیکنان با مشکلات مالی روبهرو باشند، حق دارند درباره مطالبات خود حرف بزنند و پاسخ بخواهند. سکوت در برابر مشکلات نیز لزوماً نشانه حرفهایگری نیست. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا شیوه بیان اعتراض، زمان طرح آن و پیامدهایش برای تیم هم به اندازه اصل اعتراض اهمیت دارد یا خیر؟
بیرانوند سالهاست که بهواسطه تواناییهای فنی، حضور در تیم ملی و عملکردش در مسابقات مهم، جایگاهی ویژه در فوتبال ایران پیدا کرده است. طبیعی است که چنین بازیکنی از احترام و اعتبار برخوردار باشد؛ اما اعتبار فوتبالی نباید به مصونیت از نقد تبدیل شود. هیچ بازیکنی، هرقدر هم بزرگ و تأثیرگذار، فراتر از قواعد حرفهای یک باشگاه نیست.
مشکل زمانی آغاز میشود که حاشیههای رسانهای بر متن فوتبال سایه میاندازند. هوادار برای تماشای فوتبال به ورزشگاه میرود، نه برای دنبال کردن اختلافهای پایانناپذیر میان بازیکن، مدیرعامل و کادر فنی. تیمی که باید درباره تاکتیک، نتیجه و پیشرفت بازیکنانش حرف بزند، نباید پیوسته درگیر بحرانهایی شود که تمرکز مجموعه را تحت تأثیر قرار میدهد.
از بازیکنی در سطح بیرانوند انتظار میرود پیش از هر مصاحبه جنجالی، به این فکر کند که کلماتش چه تأثیری بر همتیمیها، هواداران و فضای باشگاه خواهد گذاشت. شهرت بیشتر، مسئولیت بیشتر میآورد؛ نه اینکه به فرد اجازه دهد بدون توجه به پیامدهای رفتارش سخن بگوید. بازیکن ملیپوش باید بداند که رفتار او فقط یک مسئله شخصی نیست و میتواند بر تصویری که از فوتبال ایران ساخته میشود نیز اثر بگذارد.
از سوی دیگر، حرفهایگری مسئولیتی یکطرفه نیست. مدیران باشگاه هم باید درباره پرداخت قراردادها، وعدههای مالی و نحوه اداره تیم شفاف باشند. اگر ادعایی درباره مطالبات بازیکنان مطرح میشود، پاسخ درست ارائه اسناد و روشن کردن واقعیتهاست، نه صرفاً برخورد انضباطی. همانطور که بازیکن باید مسئولیت سخنانش را بپذیرد، مدیریت نیز باید پاسخگوی عملکرد خود باشد.
با این همه، اصل ماجرا تغییر نمیکند: توانایی فنی، جایگزین بلوغ حرفهای نیست. دروازهبان بزرگ فقط کسی نیست که توپ را از خط دروازه بیرون میکشد؛ کسی است که در لحظات حساس، وزن تصمیمها و مسئولیت جایگاهش را هم درک میکند.
بیرانوند برای فوتبال ایران زحمت کشیده و تواناییهایش انکارشدنی نیست؛ اما سابقه درخشان، چک سفیدامضا برای رفتارهای آینده نیست. اگر او میخواهد همچنان در قامت یکی از چهرههای شاخص فوتبال ایران دیده شود، باید نشان دهد که علاوه بر مهارت درون زمین، در مدیریت اختلافها و رعایت اقتضائات حرفهای نیز به اندازه جایگاهش مسئولیتپذیر است.
پیراهن تیم ملی فقط نشانه افتخار نیست؛ نماد اعتماد میلیونها هوادار است. این اعتماد با مهار پنالتی به دست میآید، اما برای حفظ آن، احترام، مسئولیتپذیری و رفتار حرفهای هم لازم است. هیچ ستارهای نباید فراموش کند که در فوتبال، نام بزرگ میتواند احترام بیاورد، اما این رفتار است که آن احترام را ماندگار میکند.